محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
241
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
حبرى « 1 » : [ حبرين ] دية إبراهيم خليل است دژى مستحكم دارد كه گويند ساختهء دست جنيّان است از سنگ بزرگ ونقاشى شده است . در ميانش گنبدى اسلامى از سنگ ، بر گور إبراهيم است وگور إسحاق در جلو سرپوشيده وگور يعقوب در پشت آن [ وبر آن گنبدى تازه ] هست ، وكنار گور هر پيامبر همسر أو است . دژ را مسجد كردهاند وگرد آن خانهها براي زائران [ ومجاوران ] ساختهاند قناتى كم آب نيز دارند . أطراف اين دية تا نيم مرحله از هر سو تاكستانها وسيبستانها است وجبل نضرة ناميده مىشود ، بي مانند است وميوههايش از همه جا بهتر است وبه مصر حمل وبخش مىشود [ گاهى بهاى بهترين سيب هر هزار دانه به يك درم مىرسد . سنگينى يك سيب نيز تا صد درم مىرسد ] در اين دية يك مهمانخانهء ( مجّانى ) * دائمي هست كه آشپز ، نانوا وكارگر مرتب دارد و [ آش ] عدس پخته با زيت به هر فقير كه وارد شود مىدهند . به ثروتمند نيز اگر بخواهند خواهند داد . بيشتر مردم گمان دارند كه از ديههاى إبراهيم پيامبر است ، ولى از موقوفات تميم دارى وجز أو است ومن بهتر مىدانم كه از آن پرهيز شود . [ أمير خراسان ، دولتش را خدا پايدار بدارد ! سالى هزار درم برايش دستور داده بود . شار « 2 » دادگر نيز موقوفاتى بسيار برايش نهاده . من در اسلام خيريهاى بيش از آن
--> ( 1 ) ياقوت 2 : 194 - 195 . دخويه در اينجا يادداشت مقدسي را با كتاب « الانس الجليل بتاريخ القدس الخليل » تأليف أبو اليمن عليمى ( 860 - 927 ) چ وهبيه مطابق كرده وپانوشتهائى افزوده كه چون من آن كتاب را نداشتم از آنها چشم پوشيدم . ( 2 ) در حدود العالم ص 93 وترجمهء يميني 337 وياقوت 3 : 785 شار به معنى پادشاه غرجستان خراسان آمده است . ( لغتنامه . ش : 75 ) .