محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
176
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
قاضيان اين سرزمين پيرو بو حنيفهاند . مذهب بو حنيفة « 1 » : روزى من در مسجد أبو محمد سيرافى نشسته بودم ، أو گفت : تو مردى شامي هستى ومردم آن سامان أهل حديث وپيرو فقه شافعي هستند ، چرا تو بر فقه بو حنيفة مىروى ؟ گفتم : به سه دليل : خدا فقيه را استوار دارد ! ، گفت : چيست آنها ؟ گفتم : نخست : ديدم بو حنيفة بر گفتهء على ( رض ) تكيه مىكند ، وپيغمبر گفته است : كه من شهر علمم ، عليّش در است . ونيز گفت : قاضىترين يعنى فقيهترين شما على است ! وبر گفتهء عبد اللّه بن مسعود تكيه مىدارد ، وپيغمبر گفته است : هر چه را ابن أم عبد [ ابن مسعود ] براي أمت من بپسندد ، من مىپسندم ! ونيز گفت : أو لگنى پر از دانش است ! ونيز گفت : دو ثلث دين خود را از ابن أم عبد فرا گيريد ! دانش أهل كوفه نيز تنها
--> ( 1 ) پايهء مذهبوارهء حنفي همچنانكه در پانوشت درسهاى گلدزيهر ص 135 - 136 ياد كردهام بر خردگرائى ونرمش مذهبي استوار است . وچنانكه در ص 50 ديديم به مرجى ومعتزلي بودنش نيز اشارتهائى هست . از اين رو ، ايرانيانى كه پس از مسلمان شدن ايدهئولژى گنوسيستى پدران خود را نگاه مىداشتند ، تسنّن ايدهئولژيك وتوحيد عددي ولوازم آن ( جبر ، شرعي بودن حسن وقبح ، قدم كلام ومانند آن ) را ردّ مىكردند ، پس گروهى از ايشان تسنّن سياسي ( وسلطهء خلفا ) را نيز ردّ كرده به يكى از مذهبهاى غالى شيعي در مىآمدند ، گروهى ديگر ، تسنّن سياسي وخلافت را پذيرفته به يكى از فرقههاى گنوستيك سنّى نما ، همانند صوفيه ويا مذهبوارهء أبو حنيفة در مىآمدند مؤلّف مقدسي كه در دامان مادرى إيراني بزرگ شده ( چ ع 357 ) در همه جاى اين كتاب سامانيان إسماعيلي را بر بويهيان سنّى زده ترجيح مىدهد وايشان را مثل خودش حنفي مىشمرد ودر ص 11 دو خليفهء سنّى وشيعي را ( در بغداد وقاهره ) برابر هم نهاده ، در اينجا نيز دفاعيهء زيرين را از مذهبوارهء حنفي آورده است .