محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
175
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
جا گرفتم ، زيرا من آدمي هستم كه زاهدان ناسك را هر كه باشند دوست مىدارم . اينان خوش زبان ونويسنده وبلند نظر وكم كشاكش هستند . بيشتر أهل بصره قدرى وشيعه وسپس حنبلي هستند . در بغداد [ عراق ] غاليان هستند كه در دوستى معاوية افراط مىدارند ، وهمچنين مشبّهان وبربهاريان « 1 » [ كه حديثهائى منكر در دوستى معاوية دارند ] روزى من در مسجد جامع واسط ديدم گروهى گرد مردى را فرا گرفتهاند ، چون نزديك شدم شنيدم مىگويد : فلان از فلان روايت كرده كه پيغمبر گفت : « خدا به روز قيامت معاوية « 2 » را بخود نزديك مىكند ودست بر سرش مىكشد وأو را همچون يك عروس به مردم نشان مىدهد » من گفتم : براي چه ؟ براي جنگى كه با على كرد ؟ . خدا معاوية را بيامرزد ، أمّا تو گمراه دروغ مىگوئى ! أو فرياد زد : بگيريد اين رافضي را ! ! مردم بر سر من ريختند تا يكى از نويسندگان مرا شناخت وايشان را پراكنده كرد . * بيشتر فقيهان و
--> ( 1 ) متن : بر بهارية . تركيبي است از : بهار هند + بر پسر ( سريانى ) به معنى فرزند هند ، لقب چند تن از سران حنبلي بغداد بوده كه شايد به كسى نسبت داشتند كه پيوندى با هند مىداشته است . ابن أثير دو تن ايشان را كه بدين لقب مشهور بودند ياد كرده ، كه سنّيان را عليه شيعيان تحريك مىكردهاند : 1 - حسين بن قاسم بن عبيد اللّه بر بهارى . به سال 296 كه هنگامى ابن معتز ناصبي مىخواست خلافت را از متقدر نيمه شيعي بربايد ، به پيروان اين شخص متوسل مىشد . 2 - حسن بن علي بن خلف بر بهارى كه به سال 329 در حاليكه زير پيگرد خليفهء نيمه شيعي عباسى بود درگذشت . خليفه در اعلاميهء خود أو را مشبّه ، مجسّم ، قشرى ناميده است . ( 2 ) بزرگداشت معاوية از طرف گنوسيستهاى مسلمان شدهء إيراني كه در چ ع 365 و 399 نيز ديده مىشود ، بر پايهء لزوم « فرهء ايزدى » يا « عصمت » براي رئيس مدينهء فاضله است ، كه اين خود نتيجهء قاعدهء وجوب « لطف » بر خداوند است كه بايد براي حفظ جامعه از گمراهى ، پيشوا را در حين إلقاى دستور از هر خطا باز دارد .