محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

170

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

باغستان است . كعبه‌اى در آنجا ساخته بود كه طوافش مىگشتند ، وى يك منا وعرفات نيز برايش نهاده بود واميران سپاه را كه هواي * حج مىداشتند ، براي آنكه از وى دور نشوند بدان مىفريفت « 1 » . پس چون شهر ويران گشت ساغر من رأى خوانده شد ، سپس كوتاه شده سامرا گفتند « 2 » . كرخ : شهريست چسبيده به سامرا وآبادتر از آن ، در سمت موصل است روزى از قاضى أبو الحسن قزوينى شنيدم مىگفت : بغداد فقيهى جز أبو موسى ضرير بيرون نداده است . من گفتم : پس أبو الحسن كرخى كيست ؟ گفت : أو از كرخ بغداد نبود بلكه از كرخ سامرا بود « 3 » . أنبار : شهري بزرگست ، منصور در آغاز كار بدانجا فرود آمد وخانه‌اش در آنجا بود ولى اكنون اين شهر سبك شده است . هيت : بزرگ وداراى سور ، در كنار فرات ، نزديك باديه است . تكريت : بزرگ ومركز كنجد است ، پشم كاران بسيار دارد . نصارا را در آن جا ديرى هست كه زيارتگاه مىباشد [ وبزرگش دارند ] . علْث : شهري بزرگ است ، نهرى از دجله آب را بدان مىرساند . چاه‌هايش كم گود وشيرين است . اين شهر بزرگواران بسيار دارد . سنّ : شهري بزرگ بر دجله است ، نهر زاب در خاور آنست ،

--> ( 1 ) با « خدا خانه » در شيراز قابل مقايسه است . ( 2 ) ياقوت 3 : 15 : 20 ببعد . ( 3 ) كرخ فيروز . ( ياقوت 4 : 256 : 13 ) كرخ با جدّا ( ياقوت 4 : 252 : 22 و 255 : 18 و 256 : 13 ) .