محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
160
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
خويش را مانند دين وايمان بر متعارف نهادهايم . نبينى اگر كسى سوگند خورد كه : كلّه نخورم * پس چيزى از سر گوسفند يا گاو خورد ، سوگند شكن باشد . آرى أبو يوسف ومحمد گويند : شكننده نبود . من از پيران بزرگم شنيدم كه مىگفتند : اين فتواها اختلاف بشمار نيايد . زيرا كه به روزگار أبو حنيفة كلّه خريد وفروش وخورده مىشد ، ولى اين عادت در زمان آن دو تن از ميان رفته بود . ما سراسر جهان اسلام را گشتيم ونشنيديم كسى اين سرزمين را جز عراق بنامد ، بسيارى از مردم نمىدانند بابل در كجا هست [ اگر كسى بگويد : نبايد اين جا را با مسألهء كلّه قياس كنيم ، نبينى پيشواى روزگار أبو بكر بن فضل گفته است : اگر سوگندخورنده از مردم رى وگرگان باشد وسر گاو خورد سوگند شكسته باشد ، واگر أهل كوفه يا بخارا باشد نشكسته باشد ! خواهيم گفت كه اين نيز تأييد سخن ما است ، زيرا كه كسى اين سرزمين را امروز بابل ننامد ] . نبينى چون عمر از أبو بكر درخواست كرد لشكر براي اينجا بفرستد ، أبو بكر پاسخ داد هر گاه خدا يك وجب از خاك سرزمين مقدس را بدستم بگشايد آن را بيش از يك روستا از عراق مىپسندم ونگفت : از بابل . اگر بگويند : اينكه خدا مىگويد : بر دو ملك ببابل فرستاديم « 1 » خود نشانهء شهرت اين نام است . گوئيم : ولى دانسته نيست كه از بابل در قرآن نام شهر يا سرزمين خواسته شده است . نام شهر بودن آن مورد اتفاق نظر است ودر شهرت سرزمين خلاف هست . اگر كسى مدعى چنين
--> ( 1 ) قرآن 2 : 96 .