محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

139

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

ورس « 1 » عدن ، مغلق « 2 » قرح وسناى « 3 » مكة وصبر « 4 » اسقوطره « 5 » ومصين « 6 » عمان [ در يمن كوهى است كه چشمه‌اى دارد كه چون آب از آن برآيد منجمد مىشود وشّب « 7 » يمنى از آنست ] . اندازه گيرى : در اين سرزمين اندازه با صاع ، مدّ ، مكوك است ، مدّ يك چهارم صاع ، صاع يك سوم مكوك است ، چنين است در حجاز ، واينها نيز چند گونه‌اند ، متداول آن « 8 » پنج رطل ودو سوم آنست . از أبو عبد اللّه فقيه در دمشق شنيدم مىگفت : چون أبو يوسف به حج رفت وبمدينه درآمد ، دو چيز را از مذهب ايشان واگرفت ، نخست : اذان گفتن پيش از فجر . دوم : اندازهء صاع . اما آن صاع كه عمر در برابر ياران پيغمبر اندازه نهاد وكفارهء سوگند خود بداد ، پس هشت رطل بود ، ولى سعيد بن عاصى * آن را به پنج ويك سوم رطل پائين آورد ، وشاعر دربارهء أو گويد : [ سعيد براي گرسنگى دادن به ما ، آمده است . أو صاع را كاست ، نيفزود ] « 9 » . ايشان در كشتىها دو گونه صاع دارند با يكى مزد

--> ( 1 ) گياه سپرك سرخ فأم . ( 2 ) نوعي تير يا قفل . ( 3 ) گياهى داروئى . ( 4 ) عصارهء گياهى تلخ . ( 5 ) سقوطره جزيره‌اى در درياى هند ، Socotora . ( 6 ) شايد مصوان ، غلاف كمان ، ( 7 ) نوعي سنگ نمك معدنى . ( 8 ) متن : المستعل منها است كه ضمير به صاع باز گردد ، ولى در پانوشت نسخه بدل منها ديده مىشود ، پس پنج رطل و ، ، ، وزن يك من است نه صاع . ( 9 ) طبري اين شعر را به گونهء ديگر آورده است ( تاريخ . ع : 1 : 1850 . پ : 2127 ) .