محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

109

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

خوددارى كرده همسايگى خانهء خدا را ترجيح مىدادند ، پس چون نخواست آنها را غصب كند درمانده شده سه روز از خانه برون نيامد ، پس گفتگو در مردم افتاد ، أبو حنيفة در آن سال به حج آمده بود وهنوز گمنام مىزيست وكسى از فقاهت وى آگاه نبود ، پس به اردوگاه خليفه در ابطح رفت وأحوال أمير مؤمنان پرسيد كه چرا بيرون نيايد ؟ مردم داستان را برايش گفتند ، گفت : خيلى ساده است ، هر گاه أو را ببينم مشكل را حل مىكنم ، خبر به [ خليفه ] دادند پس وى را احضار كرد . وچون راه حل را پرسيد بو حنيفة گفت : أمير ايشان را احضار كند وبپرسد : آيا كعبه پس از شما آمد ، يا شما پس از كعبه ؟ اگر بگويند كعبه از پس ما آمده است ، دروغ گفته‌اند . چونكه زمين از زير كعبه بيرون كشيده شده است « 1 » ، واگر گفتند كه ما پس از أو آمده‌ايم بگوييد : زائران كعبه بسيار شده‌اند وجا برايشان تنگ است ، پس كعبه به پيرامن خود مستحق‌تر از شما است آنها را خالى كنيد ، چون جمع آمدند ، از ايشان پرسيد ، پس نمايندهء مردم كه مردى هاشمي بود پاسخ داد : ما پس از كعبه آمده‌ايم ، خليفه گفت : حريم كعبه را بدو باز پس دهيد ! زايرانش افزون شده‌اند وكعبه نيازمند جا است ! ايشان بي جواب مانده به فروش [ وگرفتن بها ] تن دادند . اين داستان يكى از دو روايت را تقويت مىكند كه از أبو حنيفة دربارهء كراهت فروش خانه‌هاى مكة واجاره دادن آنها آمده است ، مگر با تأويل ! * منا : شهريست در يك فرسنگى مكة ودرون مرز حرم است . درازايش دو ميل در روزهاى موسم حج آباد است ودر باقي سال جز از نگاهبانان

--> ( 1 ) داستان بيرون كشيدن زمين از زير كعبه در ص 99 پانوشت 1 ديده شود .