القاضي سعيد القمي

34

شرح الاربعين

آن كرده « 1 » ودر پنجم محرم سال 1099 ق . بپايان برده است ، دريافت . وى چنين مىگويد : « وفي هذا الخبر الشريف أسرار عزيزة لا ينالها فهم الأكثرين وإنّما هو شأن أقلّ الأقلين وفي نيتي أن أتصدّي لبيانها - إن شاء الله - في شرحي للأحاديث الأربعين » . ظاهرا أو همواره كتاب أربعين را مد نظر داشته ، هم در آن به شرح توحيد ارجاع داده است وهم به عكس . روش شرح وتوضيح اخبار در اين كتاب همان روشى است كه در شرح توحيد بكار رفته است . حديث أول را در شرح توحيد « 2 » بسيار مختصر شرح كرده است ودر پايان آن متذكر شده است كه در كتاب الأربعين در اين باره سخن را گسترده‌ايم « 3 » وبواقع نيز چنين است . در اين كتاب در شرح حديث أول ، مباحث مختلف مربوط به لفظ شريف جلاله مثل اشتقاق لفظ جلاله واطلاق واسرار آن لفظ شريف ، مباحث وابسته به كلمهء طيبهء « لا إله إلّا الله » مثل تحقيق در خبر « لا » ، مدلول كلمهء طيبه ، حقيقت وفضيلت ذكر وذكر مطلوب وسريان ذكر در تمام موجودات واثبات شعور براي تمام موجودات و . . . با استفاده از أحاديث ومواجيد ذوقي وكلمات بزرگان وآميزه‌اى از قيل وقال اين وآن را به تفصيل مورد بحث ونقد قرار داده است . در شرح حديث دوم كه آن را نيز در شرح توحيد « 4 » شرح كرده است ضمن توضيح دلائل چهارگانهء مغايرت اسم ومسمّى كه در شرح توحيد نيز آورده است ، اضافه بر آن به تفصيل در مورد اين‌كه « وجود » بين واجب وممكن مشترك لفظي است بحث ، ونظر مخالفان را رد كرده است . در شرح اين حديث برخى از نظريات أو به اختصار آمده است : اطلاق وجود بر واجب وممكن اطلاق اسمى است ووجود بين واجب وممكن مشترك لفظي است . اسم غير از مسمى است پس صفات وأسماء حق تعالى غير أو هستند . قاضى سعيد با مطلق دانستن اين حكم هر دو نظريه در باب صفات يعنى قول به عينيت صفات با ذات وقول به زيادت صفات بر ذات را باطل مىداند وبنابراين از نظر أو صفاتى كه به حق تعالى نسبت داده مىشود عبارت است از معاني سلبى يعنى سلب نقائض . وى با تمسك به برخى أحاديث نظر خود را در مورد اين‌كه صفات جز سلب نقائض خود نيستند ، مستند وتأييد شده معرفى مىكند . منكر وجود ذهني است .

--> ( 1 ) . رجوع شود به جلد 2 ، مقدمهء مصحح ، ص « ه » . ( 2 ) . ج 1 ، الباب الأول ، الحديث العشرون ، ص 45 . ( 3 ) . همان ، ص 47 : وقد بسطنا الكلام في ذلك في كتابنا الأربعين » . ( 4 ) . ج 1 ، الباب الثاني ، الحديث الخامس عشر ، ص 306 .