القاضي سعيد القمي

35

شرح الاربعين

منكر آن است كه وجود داراى افراد باشد چون معتقد است فرد همان حقيقت كلى است به اضافهء قيدى ، وكليت از عوارض شيئيت است ووجود مقابل شيئيت است پس كلى نيست پس فرد ندارد . در شرح حديث سوم كه آن را نيز در شرح توحيد « 1 » شرح كرده است تقريبا همان مطالب را با اندك افزايش آورده است در شرح اين حديث نيز با استناد به فقراتى از حديث ، نظر خود را در مورد اين‌كه صفات حق تعالى عبارت است از سلب نقائض مورد تأكيد قرار داده است . در شرح حديث چهارم كه آن را نيز در شرح توحيد « 2 » شرح كرده است دربارهء « اسم » ، ملائكة ومراتب آنان ، أسماء الله ونسبت آنها با يكديگر ، تجليات أسماء ، خاتم ولايت محمديه ، مراتب أولياء الله ، با استناد به چند حديث وشرح آنها به تفصيل بحث كرده است . در شرح اين حديث نظر كساني را كه ملائكهء چهارگانه يعنى جبرئيل وإسرافيل ميكائيل وعزرائيل را از عقول قادسه ومجردات محض دانسته‌اند رد كرده است وبه استناد افعالى كه به آنان نسبت داده شده است اين ملائكة را از نفوس نوري دانسته است . قاضى سعيد در پايان شرح اين حديث در شرح توحيد « 3 » فرموده است : تقريبا بيست وپنج سال پيش از اين نيز اين حديث را در كتاب الأربعين به اقتضاى موقعيتم در آن سألها ، شرح كرده‌ام كه البتة در ميان ساير شروح جاى والايى دارد وبراي آيندگان نيز همچون گذشتگان مثل است ؛ اما هر سپيدى دنبه نيست وهر سياهى رطب نه . وى در شرح توحيد بسيارى از مطالب شرح أربعين را در شرح اين حديث نياورده است . وى در آخر شرح اين حديث ، حديثي را آورده كه در شرح توحيد « 4 » آن را بطور مستقل ومبسوط شرح كرده است . در آخر شرح اين حديث گفته است : راز ششصد بال داشتن جبرئيل هنوز براي من روشن نشده است واميد فهم آن دارم . وى سرانجام در شرح توحيد ضمن اشاره به شرح سابق خود ، راز تعداد بالهاى جبرئيل را با طرح اعتبارات وجهات وجودي آن حضرت عليه السلام وموضوع « حجب » حل كرده وتوضيح داده است « 5 » . در شرح حديث پنجم كه منحصرا در الأربعين آمده است در باب عرش وكرسي وسرادقات

--> ( 1 ) . ج 2 ، الباب الحادي عشر 7 الحديث الرابع ، ص 469 . ( 2 ) . ج 3 ، الباب التاسع والعشرون ، الحديث الثالث ، ص 134 . ( 3 ) . ج 3 ، ص 158 . ( 4 ) . جلد دوم ، الباب الثامن ، ما جاء في الرؤية ، الحديث 18 ، ص 318 . ( 5 ) . ج 2 ، ص 318 .