القاضي سعيد القمي
17
شرح الاربعين
مقدمهء مصحح بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذي لا يبلغ مدحته القائلون ، ولا يحصي نعماءه العادّون ، ولا يؤدّي حقّه المجتهدون ، الذي لا يدركه بعد الهمم ، ولا يناله غوص الفطن « 1 » . والصلاة والسلام على سيد الرسل محمد المصطفى وآله الذين هم مصابيح الهدى . ترجمهء قاضى سعيد قمى قاضى سعيد قمى از جمله بزرگانى است كه شرححال أو تا حدود غير متعارفى در كتب تراجم مورد غفلت قرار گرفته است وعلت آن بدرستى روشن نيست وحداقل به دو احتمال مىتوان اشاره كرد : يكى اينكه أو برخلاف رسم جارى زمانش با اينكه با دربار سلاطين صفوى مرتبط بوده است از تقديم كتب وآثار خويش به شاهان خوددارى كرده ودر آغاز آثارش از هيچ شاهى يا أميري نام نبرده است وبعيد نيست با توجه به فضاى فرهنگى موجود ونفوذ دربار ودرباريان ، همين بىاعتنايى به أرباب قدرت ، يكى از عوامل اين تغافل بوده باشد . احتمال دوم اين است كه قاضى سعيد به تصوف متهم شده بود وبا توجه به نفوذ اخباريگرى ورواج ضديت با صوفيگرى شايد اين اتهام سبب چنين غفلت غير متعارف شده باشد كه احتمالا سبب اين تهمت نيز همان پرهيز وى از أصحاب سلطه بوده است كه با اين تهمت عامهپسند خواستهاند أو را از صحنه خارج كنند .
--> ( 1 ) . نهج البلاغة ، الخطبة الأولى .