السلمي
388
مجموعة آثار السلمي
زيرا دعوى به منزلهء اقرار به وجود نفس است ، وملامتى براي از ميان برداشتن نفس وآثار آن مىكوشد . علاوة بر آن در دعوى ، بزرگداشت وتقدير نفس نهفته است وملامتى در راه تحقير وخوار ساختن آن كوشش مىكند . پس طبيعي است شخص ملامتى كه عليه ريا در اعمال وأحوال وعلوم اعلان جنگ كرده است ، عليه دعاوى شديدتر وآشكارتر وارد ميدان شود . ازاينرو مىبينيم كه ايشان نه ادعاى عبادت دارند ، نه صلاح وتقوا ، نه خشوع وورع ، نه زهد وفقر ، نه ولايت وكرامت ، نه حبّ الهى ، نه وصول به أو ، نه حلول ، نه فناء في الله ، نه الوهيّت ، نه تخلق به اخلاق الله ونه هيچ صفتي كه آنها را از ديگران ممتاز نمايد . از اينجا معلوم مىشود كه همهء معاني ونكاتى كه شيوخ نيشابور در ميدان تصوّف ملامتى بدان دست يافتند وما در اين بخش از كتاب تحت چند أصل كلّى درآورديم ، همگى مبتنى بر عقيدهء خاصّ ايشان دربارهء نفس ولزوم مبارزه با شديدترين بيمارى نفس ، يعنى ريا ، است ؛ يا به عبارت ديگر ، مبتنى بر از خود گذشتن است كه أصل اساسى در فتوّت است . بنابراين من فتوت وملامت را دو چهره از يك حقيقت واحد مىدانم وبر آنم كه ملامتيه بىترديد ، فتيان صوفيه بودهاند .