السلمي
387
مجموعة آثار السلمي
عباراتى كه صرفا جنبهء مجازى واستعارى دارد وميدان را براي هرگونه تفسير وتأويل وحدس وگمان باز مىگذارد ، به مراتب بهتر است . بنابراين ملامتيه خواستهاند از زندگى روحي خاص خود برخوردار باشند وكسى جز خدا بر آن مطّلع نباشد ، از اينرو همه چيز را در سكوت به انجام مىرسانند . اگر حالي براي آنها پيش آيد آن را به سكوت برگزار مىكنند وهرگاه علمي بر آنها كشف گردد از افشاى آن خوددارى مىكنند . در حالي كه فرقههاى ديگر به اظهار كردن ونمايش أحوال واعمال وعلوم خود پرداخته ، باب دعاوى را فراخ گشوده ، رعايت حدود معقول را نيز از نظر دور داشتهاند . بدين سبب اين گروه از فلاسفهء خاموش ، چيزى براي ما به جاى نگذاشتهاند ، در حالي كه از صوفيه ، ميراث انبوهى از وصف أحوال ومقامات وعلوم وأذواق ومعراجهاى روحي بر جاى مانده است . ازاينرو ما از زندگى روحي ملامتيه جز همان قواعد وأصول سلبى كه انعكاس آن را در نفوس ايشان كسى نمىداند جز خود ايشان ، چيزى نمىدانيم واين همان سرّى است كه نزد خود نگاه داشتند واز اطلاع ديگران حفظ كردند . خوددارى از دعوى 10 ) هرگاه دعوى به معنى « نسبت دادن چيزى به نفس كه از آن أو نيست » باشد ، ملامتيه كه آشكار كردن اعمال را بدان دليل كه فاعل اصلى آن خداوند است ، جايز نمىدانند ، يا از آن جهت كه از رعونات نفس است ومبارزه با آن ضرورت دارد از اظهار آن ممانعت مىكنند ، وپديدار ساختن أحوال وعلوم را بدان دليل كه آثار الهى واسرار أو در دل بنده است ونبايد كسى جز أو بر آن اطلاع يابد ، روا نمىدارند واظهار كرامات را از آن رو كه از منتهاى الهى است ونبايد آشكار شود ، از خلق پنهان مىكنند ؛ با توجه به همهء اين موارد ، به خوبى مىتوان دانست كه ملامتيه تا چه حد به احتراز از شهرت به هر نحو كه باشد اهميت مىدهند وتا چه پايه با دعوى به هر شكل كه باشد مخالفت دارند . زيرا ، دعوى جز در مورد اعمال وأحوال وعلوم وكرامات ، مصداق ندارد . بنابراين ملامتيه ، چون نفس را سرچشمهء هر اتهام گرفته ومقصّر ديدن آن را بر خود فرض دانستهاند ، سدّى استوار ميان خود ودعاوى برقرار ساخته وآن را به ديگر فرقههاى صوفيه واگذاشتهاند تا آنها هرچه مىخواهند دربارهء وصول وقرب وفنا وحلول واتحاد وأمثال آن سخن بگويند . درحالىكه ملامتيه اينگونه دعاوى را حجابهاى ستبر ميان خود وخدا مىدانند