السلمي

386

مجموعة آثار السلمي

بدين معنى كه علم عاريتى است كه خداوند آن را بر دل بندهء خود جارى مىكند ، چنانكه عمل را بر اندامهاى أو جارى مىسازد . أبو بكر محمد بن علي بن جعفر كتاني متوفى سال 322 ه گويد : « چگونه عاقل از علم خود به اعجاب افتد در حالي كه مىداند چيزى از علم در حيطهء قدرت أو نيست » . سوم اينكه ، علم أمانتي است كه خداوند در دل بندهء خود به وديعت نهاده است ، بنابراين پديدار كردن وانتشار دادن آن ، افشاى سرّ وخيانت در امانت است . پس علم حالي است كه خداوند به هر يك از بندگان خود بخواهد مىبخشد وأو را امين سرّ خود مىسازد . بنابراين ، بنده همچنان كه موظّف است حال خود را پوشيده نگاه دارد ، همچنان نيز مكلّف به پنهان داشتن علم خويش است . به همين سبب ملامتيه از ايراد سخن در علوم ومعارف الهى خوددارى كرده ودر مقابل ديگران كه سخن را برگزيده‌اند ، ايشان خاموشى را شعار خود ساخته‌اند . از أبو حفص نيشابورى پرسيدند : چرا شما مانند بغداديان وديگر مردان طريقت سخن نمىگوييد ، چرا خاموشى را برگزيده‌ايد ؟ در پاسخ گفت : « از آن رو كه مشايخ ما با وجود علم سكوت گزيدند وجز به ضرورت لب به سخن نمىگشودند ، ودر كلام أدب را نگاه داشتند ، وسخن نگفتند مگر آنگاه كه آن را از خداوند دريافت داشتند ، از اين جهت ايشان امناى الهى در زمين گشتند . وامين بر حفظ امانت خود حريص است » . « 93 » أبو حفص مىگويد ، بزرگان ملامتيه خاموشى را بر سخن تفضيل نهادند ، ودر علم ومسائل آن چيزى نگفتند مگر پس از دريافت آن از جانب حق تعالى ، پس در آن هنگام سخن ايشان أمانتي است از خدا وگويندهء آن ناقل سخن است نه صاحب آن زيرا امانت را ادا مىكند و - ملزم به رعايت أدب با خداوند خويش است . اما در مورد علم به ظاهر شرع ، از نظر ملامتيه منعى در اظهار آن وجود ندارد زيرا در آن چيزى جز اقتدا ونقل قول موجود نيست ودر نقل قول براي نفس لذتى نيست . بنابراين ، ملامتى در علم أحوال سخن نمىگويد مگر آنگاه كه ناگزير باشد ، اما اگر اضطراري در كار نباشد أو سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مىدهد . شايد ملامتيه در پنهان داشتن أحوال واسرار وعلوم خود ، به منطق كلى تصوف نزديكتر باشند واز تناقض دورتر . زيرا اگر أحوال وعلوم ايشان جنبهء ذوقي داشته باشد وتفسير وتعليل آن ناممكن وتعبير از آن متعذّر باشد ، خوددارى از كلام در اين مسائل بر سخن گفتن در

--> ( 93 ) . رسالهء ملامتيه .