السلمي

379

مجموعة آثار السلمي

ثالثا ، به دانش خود نظر نكردن وچيزى از آن را مدّعى نبودن . رابعا ، تحريم كلّيهء مظاهر ونشانه‌هائى كه صوفي را از غير متمايز مىسازد ، ويا آنچه مايهء شهرت مىشود ، أعم از آنكه اين وجه امتياز از شيوه‌هاى عملي وآداب وشعائر فرقه‌اى باشد يا مربوط به أحوال ودعاوى صوفيه ، وپس از اين شرح آن را به تفصيل خواهيم آورد . اتّهام وسرزنش نفس 5 ) شايد انديشهء اتّهام نفس ، ريشهء اصلى تعليمات ملامتيه وآداب وسنن ايشان باشد . اتّهام وملامت در اين مسلك با يكديگر مترادفند واين دو معنى ، پىآمدهاى طبيعي نظريهء اين فرقه دربارهء نفس است . ملامتيه به‌طور دائم در برابر نفس موضع خصمانه دارند وآن را متهم مىدارند ، ارتكاب هر گناهى را خوى طبيعي نفس مىدانند ، هر طاعتي را از وى به ديدهء شك مىنگرند ، واز آن بيمناكند . به اعتقاد ملامتيه نفس در أصل ذات ، با ناداني ونافرمانى ورياكارى سرشته شده وبدگمانى نسبت به نفس تنها راه كشف پنهان‌كاريها وگرايشهاى آن است ، كه ملامتى بر خود واجب مىداند با آنها مبارزه كند . از اين جهت ، ملامتيه بدگمانى نسبت به نفس را در نقطهء مقابل حسن ظن به خداوند قرار داده ، آن را اصلى از أصول مسلك خود قرار داده‌اند . درمان همهء دردهاى نفس ، در روى برتافتن از آن است وتأديب آن در مخالفت با آن ، وحفظ وصيانت آن در سرزنش ونكوهش آن است . هر اندازه نفس بيشتر مورد اتهام قرار گيرد ، عيوب آن بهتر آشكار مىشود ، وهر قدر شناخت ملامتى نسبت به عيوب نفس خويش بيشتر شود ، معرفت أو دربارهء نفس كامل‌تر مىگردد . ملامتيه براي مخالفت با نفس هر راهى را رفته وهمه‌گونه خصومتى را با آن انجام داده‌اند : نيكىهاى خود را پنهان وبديها را آشكار ساخته‌اند تا مردم آنها را مورد آزار وسرزنش قرار دهند . هنگامى كه نفس به سوى مردم ميل مىكند ، نفرت مردم را برمىانگيزند تا حال ايشان با خداوند از آسيب آن مصون بماند . هنگامى كه نفس به چيزى روى آورد ويا از چيزى آرام يابد يا از كار خود احساس خوشنودى كند ، فورا به تحقير ومنع وتوبيخ آن برمىخيزند ليكن اگر نفس بر زشتى فعلى از افعال ديگران آگاه شود ، ايشان به تحسين آن فعل ومنع نفس از رؤيت آن اقدام مىكنند . وهرگاه براي يكى از ايشان « حالي » پديد آيد آن را از ديگران پنهان مىدارد وخود نيز ناديده مىگيرد . ملامتيه در اين راه تا آنجا پيش رفته‌اند كه گاه بر كسى كه از پاسخ به سلام ايشان اكراه