السلمي
380
مجموعة آثار السلمي
داشته سلام كردهاند وبر كسى كه از روى رغبت سلام ايشان را پاسخ مىداده ، سلام نكردهاند . همنشينى با كسى مىكنند كه ايشان را تحقير وتمسخر كند وبا كساني كه ايشان را محترم مىدارند همنشينى نمىكنند . دست نياز سوى كساني دراز مىكنند كه به ايشان چيزى نمىدهند ، واز كساني كه روى خوش به ايشان نشان دهند ، چيزى درخواست نمىكنند . بدين ترتيب از راههاى گوناگون با نفس وخواستهاى آن مىستيزند وآن را در هرچه مورد رغبتش باشد سركوب مىكنند . « 78 » ريا در اعمال 6 ) پيش از اين گفتيم ملامتيه ريا را به مفهوم اظهار هر امر غير حقيقي اعتبار مىكنند ، وحقيقت از نظر ايشان اين است كه خداوند فاعل همهء كارها واراده كنندهء همه أمور است واوست كه از راه فضل ومنت هر خيرى را در دنيا وآخرت به بندگان خويش مىبخشد وپاداش اعمال نيز موهبت اوست نه اكتساب بنده . همچنين ، حقيقت نزد ملامتيه اين است كه كليّهء أموري كه در جهان هستى جريان دارد ، از جمله اعمال بندگان ، در أزل مقدّر شده است . بنابراين دست يافتن به امر غير مقدّر ، ناممكن است . نظريهء بدبينانهء ايشان نسبت به نفس واعتقاد ايشان به جبر ، آنها را به بىارزش ساختن هر عمل واز بين بردن هرگونه پاداش ، سوق داده است . كارهاى بندگان نيز از دو گونه بيرون نيست يا طاعت است ويا مخالفت ؛ اگر طاعت باشد امرى است كه خداوند بر دست بندهء خويش چنانكه در أزل تقدير كرده است به اجراء در مىآورد ، بنابراين از نظر اين طايفه هيچ جائى براي فخر واحساس شايستگى براي بنده باقي نمىماند ؛ زيرا چگونه كسى كه فاعل كارى نيست از آن لذت ببرد وبه خود ببالد ؟ يكى از ملامتيه گويد : « هركس مىخواهد از افتخار به آنچه نصيب أو شده است يا از توجه به آنچه بر أو فرود آمده است بر كنار بماند ، بايد بداند از كجا آمده است ؟ در كجاست ؟ چگونه است ؟ از آن كيست ؟ براي كيست ؟ به كجا مىرود ؟ هركه اين مراتب را بداند براي نفس خويش حظّى قائل نخواهد شد بلكه آن را پديدهاى نكوهيده خواهد ديد كه هيچ فعلى به دست وى نيست ، در اين حال نه بر ظاهرش افتخارى پديد مىآيد ونه در درونش غرورى . » « 79 » به همين سبب ملامتيه ، با لذّت بردن از طاعات به مخالفت برخاستند وآن را زهر كشنده
--> ( 78 ) . اين مطالب را با رسالهء ملامتيه مقايسه كنيد . ( 79 ) . رساله ملامتيه .