السلمي
69
مجموعة آثار السلمي
داراى اسناد است . اين روايات همچنان سينه بسينه نقل مىشد وسلمى خود آنها را جمع كرد وبه كتابت درآورد . إسنادها بعضي به يك واسطه است وبرخى به دو واسطه . واسطههاى مستقيم بين ابن عطا وسلمى عبارتند از : أبو الحسين فارسي « 5 » ( پنج روايت ) ومحمد بن علي عيسى الهاشمي « 6 » ( يك روايت ) . از عبد الله بن علي بغدادي « 7 » دو بار روايت شده است ، يك بار به عنوان راوي بلا واسطه ويك بار از طريق ابن فاتك . ابن شاذان بجلى « 8 » شش بار راوي بلا واسطه ويك بار راوي از طريق كتّانى « 9 » است . ليكن پرشمارترين روايت ( پنجاه وچهار روايت ) با اسنادى است منتهى به دو أصل ، يعنى از طريق أبو نصر منصور بن عبد الله اصبهانى « 10 » كه در مصر از أبو القاسم بزاز « 11 » نامى استماع كرده وظاهرا خود اين أبو القاسم نيز ابن عطا را در بغداد
--> ( 5 ) محمد بن أحمد بن إبراهيم ، متوفى در سال 370 ه / 981 م . وى أستاذ بزرگ كلابادى بود ( نگاه كنيد به تعرّف ) ، ليكن در طبقات الصوفية خاطر نشان شده كه سلمى نيز از أو بسيار استفاده كرده است . نگاه كنيد به : 239 , No 81 . MASSIGNON , Etudes , Op . Min . , II , p وسلمى ، طبقات ، ص 379 ، پانوشت b از مصحّح . ( 6 ) به نوشتهء ماسينيون ( 73 . Etudes , loc . cit . p ) ، نام دقيقتر أو محمد بن أبي موسى عيسى الهاشمي است كه در 351 ه / 963 م در گذشته . ظاهرا سلمى در طبقات از أو ذكرى نكرده است . ( 7 ) در 25 ، 58 و 107 ، 5 از أو روايت شده وأو همان أبو نصر سراج طوسي ، صاحب كتاب اللمع متوفى در 378 ه / 989 م است كه يكى از استادان سلمى بوده است . ( 8 ) سلمى وى را أبو بكر محمد الرازي يا ، به دفعات بيشتر ، محمد بن عبد الله ( ويك بار أبو بكر محمد بن عبد الله بن شاذان ، در 68 ، 4 ؛ والجبلي ، در 34 ، 13 ) مىنامد . وى در 376 ه / 987 م در گذشت وبه عنوان كذّاب از أو فراوان انتقاد شد ، ليكن سفر بسيار كرده وبا صوفيان بسيارى ملاقاة داشته است . در طبقات ، راوي اصلى كه سلمى از وى روايت مىكند شمرده مىشود . نگاه كنيد به : تاريخ بغداد ، ج 5 ، ص 464 ؛ ذهبي ، ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 85 ؛ پدرسن ، طبقات ، ص 83 ، شمارهء 86 مقدمه . ( 9 ) صوفي مشهور مكتب بغداد ، متوفى در 322 ه / 934 م . نگاه كنيد به : طبقات سلمى ، ص 373 - 377 كه در آن يكى از راويان كتّانى همين ابن شاذان است . ( 10 ) وى يكى از راويان عمدهء سلمى ، هم در طبقات وهم در تفسير ابن عطاست . با اينهمه ، بايد به ياد داشت كه در طبقات ، در شرح مختص به ابن عطا ، از أو ذكرى نشده است . نگاه كنيد به : تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 84 وميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 202 . وفات أو بايد پس از سال 400 ه / 1010 م اتفاق افتاده باشد . نگاه كنيد به : طبقات ، ص 37 ، پانوشت d از مصحّح . ( 11 ) ما را ميسر نشد كه هويت اين راوي اصلى را ، كه بايد با ابن عطا دير زماني حشر ونشر مىداشته باشد ، روشن كنيم . در طبقات الصوفية ، تنها يك بار ، در يكى از إسنادها ، از شخصي به نام أبو القاسم عبد الرحمن بن علي بزاز سخن مىرود ، ليكن ظاهرا اين شخص همان أبو القاسم بزاز ما نيست . در QuatreTextes ( متون چهارگانه ) ( ص 9 وشمارهء 15 ) ، سلمى متنى از حلاج همراه با اسناد روايت كرده است كه در آن از شخصي مصرى الأصل به نام إبراهيم بن جعفر بن أبي كرام بزاز ، ياد شده است . همچنين نگاه كنيد به : پدرسن ، ص 86 ، شمارهء 109 كه از شخصي به نام محمد بن إبراهيم أبو على بزاز ، متوفى به سال 348 ه / 960 م نام مىبرد . سرانجام بايد شخصي به نام إبراهيم بن عبد الله أبو إسحاق مصرى بزاز را خاطر نشان سازيم كه در تاريخ بغداد ( ج 6 ، ص 126 ) از صوفيان ساكن بغداد قلمداد شده است ؛ ليكن در باب أو هيچ سنهاى ذكر نشده است .