السلمي

70

مجموعة آثار السلمي

ملاقاة كرده است . ليكن ، چه در روايت بي اسناد وچه در تفسيرهايى كه سلمى گرد آورده روح معاني وروش همه جا يكى است . بىگمان ، ابن عطا با تفسير منسوب به امام جعفر صادق ( ع ) آشنايى داشته و ، چنانكه در بالا ياد آور شديم ، در مورد آياتي چند ، كارى جز نقل وشرح وبسط فكر سلف خود نمىكند . ليكن در حالي كه تفسير امام از جهت وسع شمول نسبتا محدود است ، از آن ابن عطا به بيشترين تعداد آياتي مىپردازد كه مورد توجه صوفيان بوده ودر غور وتأمل آنان ، به نسبت غناي تجربهء ديني هر يك ، تكاثف معنوي كسب مىكرده است . واين همان استنباط است كه ابن عطا خود قاعده‌اش را به عبارت درآورده ونوشته است : « إشارات قرآن را تنها كسى در مىيابد كه سرّ از هر تعلقي به دنيا وآنچه در أو هست پاك كرده باشد » ( در تفسير آيهء 79 از سورهء 56 ) . همچنين ، پس از أو ، حلاج به صورتي روشنتر وقطعىتر مىگويد : « هر مؤمني به اندازهء ديانت ظاهري وباطني وكمال معرفت خود معناى باطني قرآن را كشف مىكند » ( در تفسير آيهء 83 از سورهء 4 ) . استنباط مستلزم وجود يا تجربهء وجود إشارات در قرآن است . به تعبيرى آشناتر براي فرانسه زبانان ، قرائت قرآن به طريق صوفيان ، همان راه دادن است به نفوذ قدرت اشارى آن وبه خطاب آن معنايى كه ، في المجلس ، در اشاره‌اى فرّار ، كه به قوت توجه به خدا بايد به تصرف درآيد ، كشف مىشود . لذا ، تفسير قرآن ، به سياق ابن عطا ، پژوهش علمي معنا يا معاني قرآني نيست . به خلاف آيين مسيحيت كه در آن معاني متعدد در كتاب مقدس كشف شده است ، در اسلام وتصوف ، اگر درست بخواهيم ، كسى نظريهء تعدّد معاني قرآن را نپرورانده است وصوفيان در بند آن نبوده‌اند كه معنايى را دون معنايى ديگر ، في المثل معناى لفظي را به زيان معناى عرفانى يا بعكس بيرون كشند . ديديم كه ابن عطا روزى سه بار ختم قرآن مىگرفت . اين تلاوت تقريبا قدسي صفت همان سيره‌اى است كه هيچيك از صوفيان ترك نكرده‌اند وهمهء مؤمنان در آن شريك‌اند . ليكن همهء مؤمنان به يك درجه روحاني