السلمي
469
مجموعة آثار السلمي
است ، يا علم معامله است كه در آن با وجود كشف معلوم بر مقتضاى آن عملي بايد بوده باشد . وعلم معامله يا علم ظاهر است كه علم اعمال جوارح است ( چون عبادات وعادات ) يا علم باطن كه علم اعمال دلهاست [ 8 ] . چنانكه مىبينيم غزالى علم اعمال جوارح را يعنى عبادات وعادات را نيز جزء معاملات شمرده است ودر كتاب خود نيز نه فقط به بيان احكام ظاهري بلكه به اسرار آنها نيز پرداخته است . بهرگونه آنچه سلمى بكار برده همان معناى نخستين است . « درجات » مرادف منازل ومقامات است . يحيى بن معاذ ( متوفى 258 ) گفته است : « الدرجات التي يسعى إليها أبناء الآخرة سبع : التوبة ثم الزهد ثم الرضا ثم الخوف ثم الشوق ثم المحبة ثم المعرفة » [ 9 ] . ولى خواجة عبد الله انصارى ( متوفى 481 ) در منازل السائرين « درجه » را به معنايى أخص از « مقام » بكار برده وهر مقام را شامل چند « درجه » دانسته ويكى از مزاياى كتابش را بر آثار ديگر ذكر همين درجات مىشمرد [ 10 ] . ولى سلمى مانند أكثر قدما درجات را مرادف منازل ومقامات به كار برده است . گفتيم كه در اين رساله چهل وچهار اصطلاح شناسانده شده است . برخى از اصطلاحات متقابل ( چون : خوف ورجاء ، فنا وبقا ، جمع وتفرقه ) ومتقارب ( چون : حق وحقيقت ، وجد ووجود وتواجد ، محبت وعشق ) با يكديگر در فصل وفقرهاى واحد ذكر شده است . آنچنانكه شيوهء آثار كهن صوفيه ( از جمله وبالأخص اللمع وتهذيب الاسرار ) است ، در شناساندن هر مصطلح چندين قول از مشايخ نقل شده است . با اين تفاوت كه برخلاف ديگر كتابها در اين رساله به علت آنكه مؤلف قصد ايجاز واختصار داشته است ، نه سلسلهء أسانيد را ذكر كرده است ونه حتى ( به استثناى سه چهار مورد ) نام صاحبان آن أقوال را . از جمله مواردى كه سلمى به ذكر قائلين أقوال پرداخته است چند موردى است از سماعات خود أو از شيوخش كه يكى از جد مادريش شيخ ملامتى إسماعيل بن نجيد ( ف 16 ) [ 11 ] است وديگر از أبو عبد الله حسين بن أحمد رازي ( ف 16 ) وديگر از أحمد بن جعفر بن مالك ( ف 14 ) وديگر از شيخش أبو القاسم نصرآبادى ( ف 35 ) . اقوالى كه در ذيل هر اصطلاح آمده است اندك است . در چند مورد نيز به آية وحديث استشهاد شده ودر يك مورد شعري نقل شده است . بهرگونه دربارهء اصطلاحات غير از نقل ، بحثي وفحصى نيست ؛ كه مىدانيم سلمى أولا محدث است ومانند بسيارى از
--> ( 8 ) . احياء علوم الدين ، ج 1 ص 4 - 3 . ؛ ترجمهء فارسي ج 1 ص 21 - 20 . ( 9 ) . حلية الأولياء ، ج 10 ص 64 . ( 10 ) . منازل السائرين ، ص 16 ، 46 ، 48 ، 50 . . . ( 11 ) . ف - فقره .