السلمي

321

مجموعة آثار السلمي

است كه بايد آداب را از مرشد وراهبر ( امام ، ولى ، عالم ناصح ) كه خود عالم وراه رفته است فرا گيرد ، كسى كه مىتواند أو را به راه صحيح هدايت كند ، واز آفات طريق باخبر نمايد ، وخطا را از صواب براي أو مشخص ومتمايز نمايد . واگر عالم ناصح وولى نبود ، سالك بايد كلا به پروردگار خود رجوع كند وهدايت را مستقيما از أو طلب كند . 3 . عيوب النفس ومداواتها واژهء نفس كه معمولا به معناى جان يا تمامى شخصيت انسان به كار مىرود ، غالبا در تصوف وكتابهاى اخلاق منحصرا به معناى « نفس امّاره » كه محّل همهء صفات نكوهيده است استعمال مىشود « 45 » . نفس بدين معنى مطابق است با « نفس شهوانى » « 46 » در فلسفه أفلاطون كه جزء قوى وبالقوة ويرانگر وجود انسان است واگر مهار نشود قادر است بر كلّ وجود آدمي مستولى گردد . « 47 » آراء صوفيان نخستين دربارهء نفس كه ابتدأ به صورت جملات كوتاه بيان شده است بعدها در رساله‌هاى خاصي درج گرديد ، مانند رسالهء دواء داء النفوس به قلم أبو عبد الله أحمد بن عاصم الأنطاكي ( ف 220 / 835 ) « 48 » ، يا آثار سابق الذكر محاسبى وحكيم ترمذى « 49 » . پس هنگامى كه

--> ( 45 ) . بنگريد به مقالهء « نفس » در دائرة المعارف كوچك اسلام ( به قلم E . E . Calverley ) كه در آن معاني مختلف نفس مورد بحث قرار گرفته است . ( 46 ) . أفلاطون نفس را به سه جزء تقسيم كرده است ، ومعتقد است كه هماهنگى ميان اجزاء زماني حاصل مىشود كه جزء عقلانى بر دو جزء ديگر كه عبارتند از جزء ارادى وجزء شهوانى غالب گردد . رك : جمهوريت 4 ، 444 ب ، فدروس 253 ب تا 254 ب ؛ ومقايسه كنيد با تيمائوس 49 دتا 72 ب . ( در فارسي ، رجوع كنيد به تاريخ فلسفه ، كاپلستن ، ترجمهء مجتبوى ، جلد أول ، قسمت أول ، تهران 1362 ، ص 7 - 285 - . مترجم . ) ( 47 ) . اين نظريه بوضوح در تهذيب الاخلاق يحيى بن عدي ( كه گاهى به جاحظ وگاهى به محيي الدين ابن عربى هم نسبت داده شده ) بيان گرديده است . « امّا النفس الشهوانية فهي للانسان ولسائر الحيوان [ . . . ] وهذه النفس قوية جدا متى لم يقهرها الانسان ويؤدّبها ملكته واستولت عليه » ( به تصحيح محيي الدين كردعلى ، دمشق 1924 ، ص 2 - 11 ) . ونيز رجوع كنيد به ماوردى ، أدب الدّين والدنيا ( قاهره 1340 ) ، ص 207 : نفس بايد أدب شود ، « زيرا نفس انسان را به سوى شهوت مىراند واز رشد بازمىدارد » . مقايسه كنيد با اظهارنظر ابن حزم كه مىگويد : « خوشا به حال كسى كه عيوب نفس خود را بهتر از ديگران مىداند » . ( كتاب الاخلاق والسير ، به تصحيح N . Tomiche ، بيروت 1961 ، ص 25 ) . ( 48 ) . رك : مارگارت اسميث ، An early Mystic of Baghdad ( لندن 1935 ) ، ص 8 - 77 . بروكلمان ( در GAS , I , p . 638 ) نام اثر منسوب به انطاكى را چنين ذكر كرده است : دواء داء القلوب ومعرفة همم النفس