السلمي

319

مجموعة آثار السلمي

سخنان صوفيه كه بخش أعظم جوامع را تشكيل مىدهد مبيّن آراء ونظريات پنج طبقه « 34 » از متفكران صوفيه است . موضوعات مطرح شده دايرهء وسيعى را در بر مىگيرد وخود خصوصيت اشتغالات فكرى أهل تصوف را نشان مىدهد . سلمى در اينجا بيان مىكند كه رابطه ونسبت ميان شيخ ومريد ( 23 ، 24 ، 123 ، 131 ) وميان اخوان ( مثلا در 29 ، 31 ، 37 ، 41 ، 119 ، 141 ، 142 ) چگونه بايد باشد . صوفيه مدام با شهوات واغراض ولذايذ نفساني مبارزه مىكنند ( 12 ، 63 ، 77 ) ، ومثلا شهوت طعام ( 8 ، 27 ، 42 ) يا شهوت خواب ( 27 ، 67 ، 164 ) را سركوب مىكنند . از دنيا وأهل آن وحظوظ دنيوي دورى مىجويند ( 80 ) . از عيوب نفس خود بشدت انتقاد مىكنند ( 11 ، 16 ، 88 ) واين از براي آن است كه بتوانند نفاق وكبر وعجب را از خود دور كنند ( 70 ، 96 ، 98 ) . همواره نسبت به نزديكى اجل وكوتاهى امل آگاهى دارند ( 9 ) وبه اهميّت وقت واقفند وسعى در حفظ آن مىكنند ، چه وقت چيزى است كه چون از دست رفت ديگر باز نمىگردد وعزيزترين چيزهاست وبايد صرف عزيزترين كارها يعنى عبادت شود ( 25 ، 34 ، 40 ، 78 ، 91 ، 139 ، 155 ، 159 ، 162 ، 170 ) . صوفيان سعى مىكنند كه با خود وبا ديگران صداقت داشته باشند وهر نوع دعوى را ترك گويند ، ودر مجلس سماع تظاهر به وجد ( تواجد ) نكنند ( 125 ) « 35 » وراهى كه نرفته وحالي كه نيافته‌اند به دروغ بر خود نبندند ( 117 ) « 36 » . مىكوشند تا أدب ظاهر را كه حفظ جوارح از گناه است وأدب باطن يا أدب سرّ را

--> ( 34 ) . مطابق همان طبقه‌بندى كه سلمى خود در طبقات الصوفية كرده است . ( 35 ) . به نظر مىرسد كه سلمى با مسأله سماع برخورد ملايمى را پيش كشيده است . در كتاب الأربعين في التصوف ( أحاديث 39 و 40 ) أو چيزى دربارهء حرام بودن آن نمىگويد . امّا در درجات المعاملات ( نسخه خطى برلين ، شماره 3453 ، برگ 77 الف ) قول دو تن از مشايخ را يكى در تحريم سماع از براي مريدان وديگرى در جواز آن « على حدّ والتقييد » نقل مىكند ، بىآنكه خود اظهارنظرى بكند . ( 36 ) . اين وضع را كه « ترك دعاوى » مىخوانند سلمى در رسالهء ملامتيه به ملامتيان نسبت مىدهد در حالي كه صوفيان را مىگويد كه أحوال خود را آشكار مىكنند ( بنگريد به مقدمهء عفيفي ، ص 19 ، ومقايسه كنيد با گفتهء هارتمن ( R . Hartmann ) . در « رسالة الملامتيه سلمى » Der Islam ، شماره 8 ، 1917 ، ص 60 - 159 ) . اين تناقض آشكار در سخن سلمى در رساله ملامتيه وجوامع از اينجا ناشى مىشود كه سلمى لفظ « صوفي » را در يك كتاب به يك معنى ودر كتاب ديگر به معناى ديگر استعمال كرده است . در جوامع صوفي كسى است كه همهء مقامات أرادت را با موفقيت پشت سر گذاشته وهمهء آداب را به جا مىآورد ؛ چنين شخصي به آخرين مرحلهء سلوك رسيده است . امّا در رساله ملامتيه « صوفي » كسى است كه يك پله پائين‌تر از آخرين مرتبه است . آخرين مرتبه مقام ملامتى است . پس لفظ « صوفي » در جوامع مترادف لفظ « ملامتى » در رسالهء ملامتيه است . ( بنگريد : كتاب ملامتيه ، ص 7 - 86 ) . لذا جاى تعجب نيست اگر