السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

605

مصنفات مير داماد

است ، كه چند سال بود از نجف اشرف به ديار عجم آمده در دار السلطنة أقامت داشت وهمواره أنوار توجّه والتفات شاهانه بر وجنات احوالش تافته معزّز وگرامى بود . در روز جمعه ، بيست وچهارم شهر محرّم الحرام ، اندك عارضه‌اى بر أو طارئ گشته ، در روز شنبه مير محمّد باقر داماد وشيخ لطف اللّه ميسى عاملي ، كه مدّتى بود ، به جهت مباحثات علمي ومسائل اجتهادي ، في ما بين غبار نقارى ارتفاع يافته بود ، به عيادت أو رفتند . جناب مولانا با اين هر دو بزرگوار معانقه كرد ودر كمال شكفتگى صحبت داشت . شب يك شنبه ، بيست وششم ، قريب به صبح ، بعد از أقامت صلاة اللّيل ونوافل ، بيرون آمده كه ملاحظهء وقت نمايد ، در بازگشتن از پاى فتاده ، بىآن كه مهلت سخن گفتن يابد دعوت حق را أجابت نموده ، مرغ روحش از قفس بدن پرواز نمود . جناب مولانا در كمالات نفساني وتقوى وپرهيزگارى وترك مستلذّات دنيا درجهء عالي داشت ، از مأكول ومشروب به سدّ رمق قناعت نموده ، أكثر ايّام صائم بود وبه شورباى بىگوشت افطار مىكرد . وقريب به سى سال در نجف اشرف وكربلاى معلّى ساكن گشت . در خدمت مجتهد مغمور مولانا احمد اردبيلى بسر برده ، از خدمتش اكتساب فضائل واستفادهء مسائل مىنمود . وگويند كه از مولاناى مذكور أجازت نماز جمعه وجماعت وتلقين مسائل اجتهادي يافته بود . در روز وفاتش آواز ناله ونفير صغير وكبير خلائق به أوج آسمان مىرسيد . اشراف وأعيان سعى مىنمودند كه به تيمّن وتبرّك دستى به زير جنازهء مغفرت اندازه‌اش رسانند ، از غلواى خلائق ميسّر نمىشد . در مسجد جامع عتيق صفاهان به آب چاه غسل داده ، در همان‌جا مير محمّد باقر داماد وسائر فضلاء وعلماء [ بر أو ] نماز كردند . چند روز در مزار فائض الأنوار امام‌زادهء واجب التعظيم والتّبجيل ، امام‌زاده إسماعيل ، عليه و [ على ] آبائه التّحيّة بود ، از آنجا نقل كربلاى معلّى شد . أرباب استعداد تاريخهاى مرغوبه در سلك نظم كشيدند . مير صحبتي تفرشى : « آه آه از مقتداى شيعيان »