عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

55

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

گفته‌اند ، دل مشغولى به انجام واجبات را مطرح مىكردند « 1 » . خلاصهء ديدگاه اينان را مىتوان چنين بيان داشت كه ازدواج عذابي است كه دامنگير كسان مىشود چرا كه « اگر خداوند براي فردى خير ونيكى خواست هرگز أو را دچار زن وفرزند نخواهد كرد » « 2 » . امّا رابعه ، على رغم اينكه زن است وذاتا طالب ازدواج واز همين رو ، بايد بيشتر به جنبه‌هاى مثبت ازدواج نگاه كند تا بتواند سلوك را با اين خواستهء فطرى در كنار هم نهد ، يكسره ارزشهاى آن را منكر مىشود وهمسر گزيدن را تنها لايق شهوانيان - ونه صوفيان ووارستگان - قلمداد مىكند . آن گونه كه نقل كرده‌اند أو در هر سه نوبتي كه مورد خواستگارى قرار گرفت ، بروشنى مخالفتش با ازدواج را نشان داد . نوبتي چون بزرگى از اهالى بصره به خواستگاريش آمد بر أو شوريد كه : اى هوسران ، شهوت‌پرستى چون خودت را جستجو كن ! « 3 » . گوئى در ازدواج جز هوس وشهوت چيز ديگر نمىديده است وصوفي را نيز منزّه از اين دو مىدانسته . در مرتبه‌اى ديگر نيز كه بزرگان صوفيّه - واز جمله حسن بصرى - به خواستگاريش رفتند با طرح چهار پرسش ، نه تنها گريز خود از ازدواج را نمود كه به كناية آنان را نيز به تجرّد دائمي دعوت كرد « 4 » . اينان براي گريز از سخنان ناقدان خود ، رواياتى از پيامبر أكرم ( ص ) نقل مىكردند كه در آن‌ها ازدواج پس از سال 200 ه . ق نكوهش شده بود « 5 » . حسن بصرى ، إبراهيم بن أدهم ، أبو سليمان دارائى ورياح از اين گروهند وبالاتر از همه خود رابعه است كه تمامى عمر را به تجرّد گذراند « 6 » . اين روش ، كه در بسيارى از صوفيان قرون بعدى هم پايدار ماند ، هر چند شايد آنان را از تعلّقات دنيائى اندكى دورتر نگاه مىداشت امّا هم گروهى از آنان را - وبويژه آن گروه از صوفيه كه مايل بودند صورتي مقيّد را بعنوان سمبل جمال مطلق أزلي پيش چشم داشته باشند واز همين رو در بسيارى از متون صوفيانه ، معشوق

--> ( 1 ) . جوابي است كه بشر بن حارث به معترضان داد . بنگريد : عوارف المعارف ص 165 . ( 2 ) . اعلام موضعي است از حسن بصرى : بنگريد : در ديار صوفيان ص 158 . ( 3 ) . شهيد عشق الهى ص 62 . ( 4 ) . همان ص 63 . ( 5 ) . بنگريد : قوت القلوب ج 4 ص 150 ، عوارف المعارف ص 165 ، 166 . كشف المحجوب ص 475 . ( 6 ) . تفصيل اين مطالب را بنگريد : شهيد عشق الهى ص 59 .