عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

56

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

بصورت پسر بچه‌اى ترسا ظاهر مىشود « 1 » - به دام شاهد بازى افكند « 2 » - كه از ميان هم اينان گروهى به قبائح دچار شدند - وهم عاملي شد تا زبان طعن ناقدان را بر عليه آنان پركارتر كند . از همين رو بود كه بسيارى از مشايخ نه تنها همنشينى با امردان را براي خانقاهيان مجرّد ناپسند مىدانستند كه ياد كرد ذهن آنان از زنان را نيز روا نمىشمردند « 3 » . در مقابل اينان گروهى بودند كه در حقيقت پيشروان صوفيّه وعارفان برجستهء قرنهاى طلائى تصوّف اسلامى شدند . عوامل چندى اينان را واداشت تا نگرشى واقع‌بينانه‌تر به اين موضوع داشته باشند . از جملهء آن عوامل مىتوان به متابعت از سنّت پيامبر ونيز پاسخ دادن به غرائز طبيعي وفراغت يافتن براي سلوك اشاره كرد « 4 » . گر چه گروهى از همينان ازدواج را بعنوان عاملي براي ازدياد مشقّت وتحميل سختيها بر نفس پسنديده مىداشتند وكشيدن بار چنان گرگى [ : همسرى بدخوى ] را دليل دستيابيشان به درجات برتر معرفى مىكردند . بديهي است كه بنظر اين دسته از پيروان ، تمامى همّت رهروان بايد صرف رهروى مىشد وتنها در صورتي كه ازدواج مزيّتى بر تجرّد پيدا مىكرد ، سالك را در ازدواج مجاز مىشمردند « 5 » . آنان تجرد وتأهل - هر دو - را براي خدا قلمداد مىكردند « 6 » تا هيچ كدام خار راه سلوك نگردد وبراي هر يك هدفى وزماني خاص مشخّص مىكردند « 7 » . به نوشتهء يكى از دستورنويسان روشن بين اين گروه « درويش را بايد كه نخست اندر كار خود تأمل كند وآفتهاى تجريد وتزويج اندر پيش دل صورت كند تا دفع كدام آفت بر دلش سهل‌تر باشد متابع آن شود » « 8 » ونتيجة مىگرفتند كه « پس هلاك بنده نه اندر تزويج وتجريد است » « 9 » . اين گروه نيز همچون گروه پيشين فرمايشات پيامبر گرامى - صلّى اللّه عليه وآله وسلّم - را به استناد مىگرفتند وبواقع چنين برداشت مىكردند كه تنوّع سخنان پيامبر در فضيلت جفت گزينى ويا تنها زيستى بخاطر تنوّع حالات افراد

--> ( 1 ) . بنگريد : ابعاد عرفانى اسلام ص 667 . ( 2 ) . بنگريد : ارزش ميراث صوفيه ص 154 . ( 3 ) . بنگريد : عوارف المعارف ص 166 و 171 . ( 4 ) . بنگريد : عوارف المعارف ص 168 . ( 5 ) . بنگريد : تاريخ فلسفه در اسلام ج 1 ص 507 . ( 6 ) . بنگريد : عوارف المعارف ص 163 . ( 7 ) . همان . ( 8 ) . كشف المحجوب ص 472 . ( 9 ) . همان ص 477 .