عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
38
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
ساكنان آن نواحي قتل عام ميشدند كه حتّى صورت آن شهر نيز از ميان مىرفت « 1 » . در اين روزگار در مناطق مركزى سرزمين وسيع إيران تنها فارس ودر ميان كرانهها وهمسايگان آن سرزمينهاى آسياى صغير ومصر وشام وهندوستان نقاطى بودند كه بخاطر دوام بيشتر آرامش در آنها هنوز چراغ دانش را در خود افروخته داشتند ، چه ، بسيارى از عالمان وطالبان علم به اين مناطق كوچ كرده بودند ، كه در ميان مهاجران به هندوستان به همشهرى عبد الرزاق يعنى قاضى جلال الدين كاشاني نيز بر مىخوريم « 2 » . بديهي است كه فقر وپريشانى ساكنان اين مناطق - كه در ارتباط مستقيم با أوضاع آشفتهء بقيهء بلاد بود - به ضعف وفتور بازار علم هم كمك مىنمود . امّا با اين همه هنوز مراكزى پابرجا بود كه كاشاني مىتوانست در آنها به تحصيل علوم مختلف بپردازد . در سال 668 ه . ق مدرسه مستنصريه بغداد تعمير شد وبه سال 687 ه . ق نظاميهء همين شهر مجددا مدرّسى يافت كه منصوب حكومت بود وجز اين دو ، مدارسى ديگر نظير مدرسه شدابيه ، مدرسه مجاهديه ، مدرسه بشريه ومدرسه عصمتيه در فاصلهء سالهاى 637 تا 671 ه . ق در همين شهر پديد آمد . در مناطق مركزى إيران از جمله در شهر نيشابور كه پيش از اين از بزرگترين مراكز علمي عالم اسلام محسوب مىشد نيز هنوز مدارسى پابرجا بود . در اندك زماني پس از اين ، يعنى هنگامى كه آتش فتنهء مغول از لهيب افتاده بود مراكزى مانند شيراز ومراغه وتبريز وسلطانيه مهمترين مراكز علمي أهل سنت وسبزوار ومشهد ونجف وحلّه عمدهترين مراكز علمي شيعيان بشمار مىرفت « 3 » . در اين روزگار است كه كاشاني به تحصيل علوم رسمي شرعي مىپردازد . متأسّفانه اطلاعات ما دربارهء اين دوران از زندگى أو نيز بسيار كم است وحتّى مىتوان آن را در حدّ
--> ( 1 ) . بعنوان نمونه مغولان به انتقام خون تغاجار داماد چنگيز چنان معاملهاى با نيشابور ونيشابوريان كردند كه عدد كشتگان آن شهر را بيش از يك ميليون وسيصد هزار نفر دانستهاند ودر وصف خود نيشابور نيز نوشتهاند : « . . . فرمان شده بود تا شهر را از خرابى چنان كنند كه در آنجا زراعت توان كرد . . . » . بنگريد : جهانگشاى جوينى ج 1 ص 139 . ( 2 ) . تاريخ فرشته ص 121 . ( 3 ) . از آغاز مبحث « أيام تحصل وعلومى كه فرا گرفت » تا سطر حاضر با استفادهء كامل از جلد سوّم مجموعهء ارزشمند تاريخ أدبيات در إيران تدوين شده است .