عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
35
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
بوده است تا كاشاني از أو استفاده برد ودر اين صورت مجموع دوره زندگانى أو نيز بعددى سترگ بالغ مىشود . علاوة بر اين نه خود كاشاني - كه در نامهء به سمنانى شيوخ واساتيد عمدهء خود را بر مىشمارد - ونه تراجمنگارانى همچون جامى - به مصاحبت أو با قونوى اشارهاى نكردهاند . امّا پذيرش احتمال دوّم - كه برگرفته از متن عبارت آملي است - اشكال فوق را مرتفع مىسازد ، چه در اين صورت جواب قونوى به حموئى بوسيلة كاشاني ( كه تقريبا در دو دهه آخر زندگى قونوى ولادت يافته ) نقل شده است واين نقل با پيشنهادى كه دربارهء سال ولادت أو داشتيم كاملا سازگار است . اين بنده معتقد است كه تنها قرائت صحيح از عبارت آملي ، همين قرائت دوّم است وبه عنوان دليل بر اعتقاد خود ، به اين سه نكته توجّه مىدهد : 1 - بر أساس اين احتمال ناگزير به پذيرش عمرى غير معمول براي كاشاني ونطنزى نخواهيم بود . 2 - باز بر أساس اين احتمال اشكال ادبىاى كه بر طبق قواعد نحو عربى به عبارت آملي وارد مىشود ، مرتفع مىگردد ، چه بنا بر اين احتمال ، حرف جرّ ( عن ) به لفظ ( جوابا ) تعلق مىگيرد ، امّا بر أساس احتمال اوّل اين حرف جر متعلّقى نخواهد داشت واز همين رو ويراستاران نسخه بگونهاى عبارت را پرداختهاند كه به خبر فعل ناقص [ ( كان جواب الشيخ الكاشي نقلا ) عن ] تعلّق گيرد . بر أساس اين احتمال - كه مترجم محترم كتاب نيز ترجمهء خود را بر پايهء آن نهادهاند - عبارت آملي از نظر قواعد نحوى ملحون خواهد بود . 3 - گفتيم كه يكى از مشكلات قرائت پيشين اين است كه نه كاشاني ونه ديگران اشارهاى به مصاحبت أو با قونوى نكردهاند . حال آنكه مصاحبت قونوى وحموئى امرى قطعي است وبنا بگفتهء جامى در زيستنامهء حموئى « شيخ صدر الدّين قونوى - قدّس اللّه تعالى سرّه - بصحبت وى رسيده است « 1 » » . وباز به روايت همو در زندگى نامهء قونوى « با شيخ سعد الدّين حموئى بسيار صحبت داشته واز وى سؤالات كرده « 2 » » . بنا بر آنچه
--> ( 1 ) . بنگريد : نفحات الأنس ص 429 . ( 2 ) . بنگريد : همان ص 556 .