عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
296
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
چون به فرمان عقل در كار باشد متفكّره . چهارم : وهم ، وآن قوّتيست كه معاني جزوى از صور محسوسات ادراك كند چون معنى / 147 - B / صداقت وعداوت كه كبش گوسفند از ميش وگرگ دريابد تا بميش ميل كند واز گرگ بگريزد . واين قوّات حيوانات را بمثابت عقل است مردم را ، ومحلّ اين هر دو قوّت بطن أوسط دماغ است . پنجم : قوّت حافظه كه معاني جزويّات نگاه دارد ونسبت اين قوّت با وهم چون نسبت خيال است با حسّ مشترك ، چه آن خزانهء صورست واين خزانهء معاني ، ومحلّ آن بطن أخير دماغ است . ومحرّكه بر دو قسم است : باعثه وفاعله . باعثه قوّتى شوقيست / 147 - A / كه چون قواى مدركه چيزى دريابند وهم حكم بموافقت وناموافقت آن بكند ، اين قوّت از دل انگيخته شود وعزيمت پيدا كند وحيوان را بر سر فعل دارد ، پس اگر داعيهء حركت جهت جذب أمرى موافق پيدا كند ، آن را « شهوت » خوانند واگر جهت دفع أمرى ناموافق آن را غضب خوانند . وفاعله قوّتيست مودع در عضلات تا چون باعثه انگيخته شود وآن را برانگيزاند وتحريك كند ودر كار آيد أو با رخاء وتشنّج عضلات حيوان را در حركت آورد . - واللّه المدبّر ! - . / 148 - B / فصل سيزدهم در انسان چون مزاج معتدل گردد از امزجه حيوانات وبه اعتدال حقيقي چنان نزديك شود كه از آن نزديكتر در اين عالم نتواند بود واستعداد بقبول صور حيواني باز نايستد صورتي شريفتر بدو تعلّق گيرد وآن نفس ناطقه است كه با وجود قوا وكمالات نباتى وحيواني بعقل نيز آراسته باشد ونفس حيواني بوجود أو حياتي ديگر گيرد ونوري ديگر پذيرد وبدان نور أخلاق وملكاتى چند حميده در أو پيدا شود .