عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

291

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

وى پيدا گردد استحالت كيفيّات نيز باعتدال ووحدتي رسد كه مغاير كيفيات أو مىباشد وكيفيّتى متشابه الاجزاء از تفاعل كيفيّات متضادّ - كه در عناصر موجود بودند - پيدا گردد وآن را مزاج خوانند . واين مزاج يا معتدل حقيقي بود بر وجهي كه كيفيّات أربعه در أو متساوي باشد يا نبود ؛ وقسم أوّل محالست / 138 - A / وإلّا در اين عالم جائى نيابد چه ميلش بهيچ يك از محالّ عناصر أربعه أولى نباشد از ديگرى ، ودر مكان هر عنصر كه بوجود آيد كيفيّت آن بر أو غالب گردد وبر اعتدال خود بنماند . وقسم دوّم يا بر وجهي بود كه موافق ولايق آن محل باشد كه در ويست چنانك آن موضوع را هيچ مزاجى از آن بهتر ولايقتر نباشد ، يا نبود . قسم اوّل را « معتدل » خوانند باصطلاح وقسم دوم را « منحرف » ، وآن بر هشت قسم است : چه يا گرم‌تر باشد از آنچه بايد يا سردتر ، يا ترتر يا خشك‌تر ، يا گرم‌تر وترتر ، يا گرمتر / 139 - B / وخشك‌تر ، يا سردتر وترتر ، يا سردتر وخشك‌تر . فصل نهم در بيان آفرينش وفيضان صور بر موادّ اين عالم چون حركات أفلاك موادّ عناصر را به تمزيجات مختلف وتركيبات متفنّن مستعدّ قبول صور متنوّع مىگرداند بحسب هر مزاجى صورتي مناسب أو از واهب الصّور برو فائض مىشود . بتوسط مزاج جواهر متضادّ بعالم بسائط نزديك شوند از آن روى كه اعتدال ظلّ وحدت است وعالم بسائط - يعنى عالم أرواح مجرّد - عالم يك رنگى است وأقرب مراتب وجود بحضرت / 139 - A / واحد مطلق ، پس بحكم اين نزديكى وتناسب صورتي از آن عالم در اين عالم پيدا شود وعالم خلق وامر در هم آميزد ، ودائما بهر وضعي ممكن صورتي چند از آن أرواح - كه معشوقات هر يك از أفلاك است - در نفس هر جرمي از أجرام اين أفلاك پيدا شود واستعدادات موادّ عنصرى بحسب اين أوضاع وصورتي كه پيش از آن داشته باشد بگردد وبقبول اين صور كه اكنون تنزّل ميكند نزديك شود ، يا تبدّل أوضاع اين صور در نفوس حيواني فلكى - كه بمثابت خيال عالم است وبه سماء دنيا / 140 - B / موسوم - تمام مشخّص گردد ، موادّى كه بهر يك از اين صور