عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

229

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

محمّد نيشابورى ، « كان - : كميل - من خواص أمير المؤمنين علي ( ع ) ، اردفه على جمله فسئل عنه » « 1 » . بهر روى اين حديث همواره به آن حضرت منسوب بوده ونفاست معنا وكوتاهى الفاظش سبب شده تا بسيارى از دانشيان مسلمان به گزارش آن بپردازند . به روايت علّامهء طهراني شمار اين شروح - كه از خامه بزرگانى همچون مفخر عالمان شيعي علامه حلى ، عز الدّين محمود كاشاني ، ملّا عبد اللّه زنوزى تراويده ده است . « 2 » جز اين گوئى شيخ الرئيس ابن سينا نيز گزارشى بر آن پرداخته باشد . « 3 » از شرح شاه داعى إلى اللّه شيرازي « 4 » وميرزا محمد تقي كرمانى « 5 » نيز خبر داريم . در ميان اين پرداخته‌ها ، مشهورترين وبه نوشتهء علّامهء زنوزى گسترده‌ترين آنها ، « 6 » نوشته‌اى است كه نشانگر همراهى كاشاني با ديگر متفكران مسلمان در دست‌يابى به ژرفاى اين حديث است . پيش از اين - در معرفى تشريقات - اشاره كردم كه شباهت اسمى موجود ميان دو ديده‌ور سترگ يعنى عبد الرزّاق كاشاني وعبد الرزّاق لاهيجى باعث شده تا بعضي از نوشته‌هاى يكى از اين دو به ديگرى منسوب شوند . رسالهء شرح حديث الحقيقة نيز چنين سرنوشتى يافته است چه على رغم آنكه در سر لوح نسخ موجود اين شرح ، آن را به كاشاني نسبت داده‌اند ودر فهرست پرداخته‌هاى لاهيجى نيز به چنين اثرى بر نمىخوريم امّا گوئى صاحب نجوم السّماء در معرفى علّامهء لاهيجى اين شرح را به أو منسوب داشته است . درونمايه اين رساله ، گزارشى است توضيحي كه نخست هر يك از پنج بند متن حديث را نقل و

--> ( 1 ) . به نقل از طرائق الحقائق ج 2 ص 85 . ( 2 ) . بنگريد : الذّريعة ج 13 ص 196 . ايشان در اينكه علّامهء حلى نيز در شمار شارحان اين حديث باشند ترديد نموده‌اند . اين بنده در مقالى ديگر - كه بر پيشانى كتاب « شروح حديث حقيقت » خواهد نشست - در اين باره به تفصيل سخن داشته‌ام . ( 3 ) . بنگريد : أنوار جليّه ص 337 . ( 4 ) . بنگريد : رسائل شاه داعى إلى اللّه شيرازي ص 39 . ( 5 ) . بنگريد : طرائق الحقائق ج 2 ص 85 . ( 6 ) . بنگريد : أنوار جليّه ص 414 .