عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

209

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

اين رساله تنها به توضيح بندهائى از چند كريمهء قرآني پرداخته است . اين آيات - كه در متن رساله به آنها اشاره شده است - عبارتند از : وانّ يوما عند ربّك كألف سنة ممّا تعدّون « 1 » ؛ يدبّر الأمر من السّماء إلى الأرض ثمّ يعرج اليه في يوم كان مقداره الف سنة . « 2 » كاشاني در اين رساله ، سر آن دارد كه با بهره‌گيرى از دستمايهء وسيع حكمي وعرفانيش توضيحي دربارهء اين يوم الهى بدست دهد ومقدار آن را مشخص سازد . از منظر أو مدّت بقاى حقيقت ذات الهى در حوزهء معرفت آدمي معيّن نيست چرا كه مدرك تا بصفتي متّصف نشود جزئي نمىشود وتا جزئي نشود تعيّن نمىپذيرد وتا تعيّن نپذيرد مدرك نمىشود . از اين رو عبد الرزّاق در پى مشخص نمودن تعيّنى براي ذات نامتعيّن بر مىآيد وعلم ذات بذات كه از حضرت احديّت ذاتيّة به حضرت واحديت - حضرت أسماء وصفات - تنزل مىكند را اين نخستين تعيّن قلمداد مىكند . حال با توجّه به اين اثنينيّت اعتباري - ميان ذات احدى وصفات عليايش - مىتوان اين حضرت ثاني را مثبت أزل الآزال براي حضرت نخست دانست ونسبت اين هر دو ثابت به يكديگر را « سرمد » خواند . حضرت الهيّة به سبب همين نسبت است كه حقائق أعيان را اقتضا مىكند كه با حدوث اين حقائق نسبتي ديگر - ميان حقيقت أولى ونفس أعيان - پديد مىآيد . نسبتهائى همچون قادريّت أو بر ايجاد أعيان ومشيّت أو بر چگونگى تحقّق آن وتكلّم با آنها بخطاب « كن » وسميعيّت أو براي أجابت دعاى ايشان و . . . . بر اين أساس هيچ نسبت وقسمتى در امتداد حقيقت احديّة از أزل الآزال تا ابد الآباد نمىتوان تصوّر كرد امّا به اعتبار ارتباط ربوبي آن با تعيّنات وصفى ، منقسم به امتدادات بىپايان ربوبي مىگردد . اين نسبت - نسبت ثابت به متغيّر - را مىتوان به نام « دهر » خواند . كاشاني با ذكر مثالي به روشن نمودن بيشتر اين مطلب مىپردازد . اين مثال زمان مطلق وتعينات جزئي آن است . بنظر أو اگر به زمان مطلق - حركت أولى وامتداد مقدار آن - با قطع نظر از تعيّنات درونيش نگريسته شود قسمت‌پذير نخواهد بود ، از اين رو نه ابتدائي دارد ونه انتهائى . امّا اگر با توجّه به دگرگونىهاى يكى از متعينات محاط آن ، به آن نگريسته شود ، هم قابليت

--> ( 1 ) . كريمهء 47 الحج . ( 2 ) . كريمهء 5 السّجده .