عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
200
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
آيا يكسر بدست نابودى سپرده شده است ؟ ويا هم اكنون در مجموعهء گمنام ديگرى نگاهدارى مىشود ؟ مىدانيم كه نسخ مرحوم سلطان المتكلّمين ، پس از فروش كتابخانهاش ، هر كدام به سوئى افتاد وعقد ناظم آن درر نفيس از هم شكافت . « 1 » امّا اين درّ فريد فراچنگ كدام گوهرشناسى آمده ؟ وآيا تا هم اكنون بجا مانده است ؟ بيفزايم كه اين بنده در مسير جستجو براي دستيابى به اين كتاب ، دست طلب بدامن أستاذ احمد منزوى زد تا مگر ايشان از سرانجام نسخ آن كتابخانه خبري دهند ، امّا افسوس كه آن أستاذ فرزانه نيز - همچون ديگران - آگاهى خاصّى در اين راستا نداشتند . بهر روى اين بنده چشم اميد مىدارد تا بلطف حضرت حق وبا راهنمائى عزيز گوهرشناسى كه خبري از آن نسخه آورد ، در آينده آن كتاب را نيز به اين مجموعه ملحق سازد . درونمايه هر چند از چونى درونمايهء اين رساله بىخبريم ، امّا باز بر أساس آنچه كه صاحب الذّريعه در ذيل نام اين كتاب مرقوم داشتهاند ، مىتوان تا حدودي نسبت به خصوصيّات آن آگاهى يافت . بنا بر نوشته ايشان ، شالودهء اين كتاب بر أساس يك مقدّمه - مشتمل بر هفت أصل - ، دو مقصد - با چندين فصل - وسرانجام يك خاتمه ، بنيان يافته است . اين رساله نيز مانند بسيارى از ديگر نوشته كاشاني در پى درخواست دوستى يا ارادتمندى پديد آمده وباز به نوشتهء علّامهء تهرانى نام « سعد الدّين » را - كه مفخر عالمان ، علّامهء حلّى نيز الرّسالة السّعديه را به نام أو نگاشت - بر پيشانى خود داشته است . « 2 » مىدانيم كه اين سعد الدّين محمّد بن علي ساوجى به همراه خواجة رشيد الدّين فضل اللّه همداني عهدهدار منصب وزارت سلطان محمّد خدابنده أولجايتو فرزند ارغون شاه بوده وبحيلت ياران رشيد الدّين در دهم شوّال سال 711 ه . ق به سياست رسيده است . « 3 » از اين رو ،
--> ( 1 ) . بنگريد : همان ج 6 ص 402 والضّياء اللّامع ص 172 . ( 2 ) . بنگريد : الذّريعة ج 7 ص 218 . ( 3 ) . بنگريد : نسائم الأسحار ولطائم الاخبار ص 114 . نيز بنگريد : دستور الوزراء ص 116 . الدّرر الكامنة ج 4 ص 101 . تاريخ مفصّل إيران ص 527 .