عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

108

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

مىكند » « 1 » امّا به هيچ وجه در رتبهء دو شرح فرغانى بر همين منظومهء نيست . پس از اين خواهيم گفت كه مانندگىهاى زندگى اين دو شيخ ، باعث شده تا اين شرح را بنام عبد الرزّاق نيز بخوانند . « 2 » عز الدّين در توجّه به هر دو مكتب كه در غالب پرداختن گزارش بر هر دو اثر بسيار عمده از آن دو نمود يافت ، ممتاز است وبواقع مىتوان أو را جامع هر دو طريقت خواند . 5 - علاء الدّولهء سمنانى ( 659 - 736 ه . ق ) از اين شيخ نيز پيش از اين ياد كردى داشتيم ، امّا آنچه باعث شد تا أو را در اين قسمت نيز ياد كنيم اهميّت أو به عنوان يكى از چند شيخ معروف تمامى إيران وحوزهء أطراف آن در آن روزگار است . سمنانى نيز در دوران كمال هر دو مكتب تصوّف باليده است وهر چند گوئى شرحي بر فصوص الحكم نيز نگاشته است « 3 » امّا أو را مىتوان در شمار مشايخ بسيار خشك وبدور از ظرائف جمالى تصوّف خواند . مهمترين اثر أو « العروة لأهل الخلوة والجلوة » معارفنامه‌اى است ارزشمند امّا بدور از لطائفى كه در حيطهء مصر واندلس وقونيه دست‌ياب شد . از ديگر آثار اوست « مطلع النقط ومجمع اللفظ » كه تفسيري است عارفانه بر بهره‌اى از قرآن كريم و « چهل مجلس » و « ما لا بدّ منه في الدّين » كه رساله‌اى است به نسبت بلند ودر آن از هر دو فقه أكبر وأصغر به مذاق خود سخن گفته است « 4 » .

--> ( 1 ) . نوشتارى است از علّامه مغفور له أستاذ جلال الدّين همائى . بنگريد : به مقدمه ايشان بر مصباح الهداية ص 16 . ( 2 ) . بنگريد : مقدّمهء حاضر ، بخش كتابنامه وآثار . ( 3 ) . بنگريد : مقدمه أستاذ عثمان إسماعيل يحيى بر نص النصوص ص 18 . در اين مقدمه اين شرح از نظر توالى زماني بلا فاصله پس از شرح كاشاني قرار گرفته وتنها يك نسخه از آن شناسانيده شده است . با توجّه به ديدگاههاى سمنانى ، اين اثر أو سزاوار تصحيح وانتشار است . ( 4 ) . أستاذ نجيب مايل هروى اين رساله را با مجموعه نگاشته‌هاى فارسي أو در « مصنّفات فارسي » به طبع رسانده‌اند . نيز در مقاله‌اى « نشريه كتاب‌شناسى ش 1 ص 184 اسلام‌آباد » از آثار أو ياد نموده‌اند . متأسّفانه