عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
107
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
پسند قونوى پديد آمد وجز آنچه در مقدّمه تقرير فارسي آورده بود ، فوائد ديگرى نيز در مقدمهء اين تحرير عربى بر افزود . هر چند ابن فارض درين قصيدة از منازل سلوك نيز سخن به ميان آورده است امّا غلبهء نازكيهاى خيال أو در بيان معارف علمي تصوّف در سراسر اين قصيدة ظهورى تام دارد . در اين هر دو شرح نيز آنچه غالب است جلوهء آراء محيى الدّينى است كه از زبان ديگر أستاذ بزرگ مكتب مغرب اسلامى ونيز ربيب شيخ أكبر ، بيان شده است . سوّمين اثر أو « مناهج العباد إلى المعاد » ، دستور نامهاى است در بيان مذاهب اربعهء عامّه وآداب طريقت وتطبيق اين دو با يكديگر . واضح است كه هر چند فرغانى از هر دو آبشخور معرفت خانقاهى سيراب شد امّا سرانجام تنها به يكى از مربيان بزرگ انديشههاى شيخ أكبر تبديل شده است . 4 - عز الدّين محمود كاشاني ( - م 735 ه . ق ) از اين عز الدّين محمود پيش از اين در بخش « معاصران ومصاحبان كاشاني » ياد كرديم . تاريخنامهء اين دو شيخ كه هر دو از يك شهر برخواستند ودر يك زمان زيستند ودر حلقهء ياران يك أستاذ قرار گرفتند وسرانجام با فاصلهاى بسيار اندك روى در نقاب خاك در كشيدند مانندگىهاى بسيار دارد . از عز الدّين دو اثر به يادگار مانده است . نخست ترجمهاى بدون تقيّد به تسلسل ألفاظ متن مترجم - وبيشتر به گونهء يك تحرير جديد - كه از عوارف المعارف سهروردى پرداخت وآن را « مصباح الهداية ومفتاح الكفاية » « 1 » ناميد ودوّم شرحي كه با عنوان « كشف الوجوه الغر لمعاني نظم الدّر » « 2 » بر تأئيّه نگاشت . اين شرح هر چند « از شروح بسيار معروف وممتاز تائيّه است وكاملا اديبانه وعالمانه شرح شده واز احاطهء كامل شارح در فنون ادبيّه وفلسفه وعرفان حكايت
--> ( 1 ) . اين اثر بدست تواناى فقيد علم وأدب ، حضرت علامهء همائى به سال 1325 تصحيح وبه چاپ رسيده است . ( 2 ) . اين بنده در حدّ توان خود تلاشى پيرامون اين رساله كرده است واگر بمدد الهى أسباب انتشار آن فرآهم شود ، در سال جارى در اختيار دوستداران حكمت ومعرفت إلهي قرار خواهد گرفت .