عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
104
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
كرد . سخن بر سر تأسيس وتوضيح معارف نيست كه بدون شك شيخ أكبر در اين راستا متفرّد است ويگانه وعبد الرزّاق وديگر ناموران همچون أو ، بر سر خوان اين خوانسالار معرفت الهى ومعاصر نامورش ابن فارض وربيب عظيم القدرش قونوى نشستهاند ، وباز سخن در نمودن مناهج سلوك عملي وقواعد زندگى خانقاهى نيست كه بزرگانى همچون پير هرات وشهاب الدّين سهروردى با پديد آوردن دو كتاب سترگ منازل السّائرين وعوارف المعارف خود را تيز تكان بدون رقيب اين ميدان معرفى كردهاند . بلكه تمامى سخن در اين است كه در تمامى جغرافياى تصوّف اسلامى ، چهرهء كاشاني در دريافت يكسان دست آوردهاى اين دو حوزه وتلفيق آن وارائهء صورتي كامل از عناصر به هم آميختهء آن دو ، از درخشندگى خاصّى برخوردار است . هر چند بعضي از ديگر مشايخ - همچون عفيف الدّين تلمسانى « 1 » - نيز در اين هر دو بهره آثاري پديد آوردند امّا توفيق آنها را در معرفى يك تصوّف جامع با نصيبي كه كاشاني در اين راستا يافت نمىتوان مقايسه كرد . توضيح اين مطلب را نظري كوتاه خواهيم داشت به عناصر اساسى اين دو حوزه وگسترهء آثار بعضي از نامورانى كه پس از دوران ظهور وكمال هر دو مكتب باليدند . لازم بذكر مىنمايد كه اين دو مكتب را از آن جهت در اين دوره « كمال يافته » خوانديم كه از سوئى صوفيان بىرقيبى همچون أبو سعيد ، با يزيد ، خواجة عبد اللّه ، قشيرى ، مكّى ، سرّاج ، نجم الدّين كبرى ، سهروردى ، جنيد ، رويم ، غزالى و . . . از منازل سلوك وقواعد آن به تفصيل سخن گفته بودند واز سوئى ديگر حلّاج ، احمد غزالى ، عين القضاة ، شيخ أكبر ، ابن سبعين ، ابن فارض وقونوى به عاليترين دقائق وظرائف خيال صوفيانه دست يافته بودند وآثار سترگى - كه پس از اين دوران هيچ كدام نظيري پيدا نكرد - همچون الرّسالة ، منازل السّائرين ، اللمع ، قوت القلوب ، احياء علوم الدّين ، مرصاد العباد ، عوارف المعارف ، سوانح ، فكوك ونصوص ودر رأس همه فتوحات وپس از آن فصوص ، به علاوة مجموعهاى سترگ از سرودههاى به نظم آمدهء به دو زبان فارسي وتارى همچون تائيّه وخمريّه وحديقه ومنطق الطير ومثنوى را به وديعت نهاده بودند . اين بنده از ميان
--> ( 1 ) . كه هم گزارشى سودمند بر منازل السّائرين پرداخت وهم شرحي بر فصوص الحكم پديد آورد .