محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )

106

قاموس البحرين ( فارسي )

و اين همه كه ياد كرديم ، تحقيق اقوال قوم است . و حقّ آن است كه : معنى علم نزديك عقل واضح است . زيرا كه علم به حقيقت ادراك نفسانى است ؛ يعنى ادراك نفس است مر معنى چيزى را . چه هركه را اين ادراك حاصل است ، او را علم حاصل است ؛ از اين جهت كه او را اين ادراك حاصل شده است . و هركه را اين ادراك حاصل نيست ، او را علم حاصل نيست ؛ از اين رو كه او را اين ادراك حاصل نشده است . پس معلوم شد كه علم همين ادراك نفسانى است . و چون اين مقرّر گشت ، پس بدان كه نفس را قوّتى است كه او بدان قوّت قادر بر ملاحظهء حقايق و معانى است . چون اين قوّت تعلّق به معنى از معانى مىكند ، نفس بدان معنى وصول مىيابد . آن قوّت « بصيرت » است ، و آن ملاحظه « فكر » است . و أوّل وصول نفس بدان معنى « شعور » است . و استثبات نفس مر آن معنى را ؛ يعنى ثابت گردانيدن نفس مر آن معنى را « تعقّل » است . و نيز بدان كه علم بر دو نوع است : يكى تصور فقط و دوم تصديق . تصور عبارت از مجرّد ادراك ذات چيزى است به غير آنكه بر وى حكم كرده شود به صفتى يا كارى . و تصديق عبارت از مجرّد حكم است ؛ و اين بر رأى حكماست . « 1 » و بر رأى امام فخر الدين رازى تصديق عبارت از تصور محكوم عليه و تصور محكوم به و تصور نسبت حكميه و حكم است . « 2 »

--> ( 1 ) . گرچه اندكى از حكما تصديق را به حكم تعريف كرده‌اند . امّا غالب آنها - بويژه متأخرين - اين تعريف را نمىپذيرند . چه تصور و تصديق هر دو از اقسام علم مىباشند ؛ و علم عبارت است از صورت حاصلهء از شيء در نزد نفس . پس تصور و تصديق هر دو از مقوله صورت ذهنى مىباشند ، با اين تفاوت كه تصور ، صورت محضى است كه نسبت به حكم به شرط لا است . در حالى كه تصديق ، آن صورت ذهنيى است كه حكم را به همراه دارد ؛ يعنى نسبت به حكم به شرط شيء و يا لا به شرط قسمى است . ( 2 ) . مشهور است كه امام فخر رازى در باب تصديق قائل به تركيب است . امّا عبارات او در محصّل ظهور در آن دارد كه او نيز همچون غالب حكما تصديق را تصور مشروط به حكم [ تصورى كه نسبت به حكم به شرط شيء است ] مىداند . عين عبارت او چنين است : « إذا أدركنا حقيقة فإمّا أن نعتبرها من حيث هى هى ، من غير حكم ، لا بالنفى و لا بالإثبات ؛ و هو التصور ، أو نحكم عليها بنفى أو إثبات و هو التصديق » . تلخيص المحصّل ، ص 6 .