الفيض الكاشاني
482
علم اليقين في أصول الدين
أهل الصين وتصقيلهم من غير صبغ - مشهور ، وهو مثال حسن للفرق بين المقامين « 1 » . وإلى الفرق بينهما - أيضا - أشار من قال « 2 » : « أخذتم علمكم ميّتا عن ميّت ، وأخذنا علمنا عن الحيّ الذي لا يموت » .
--> ( 1 ) - جاء تفصيل الحكاية في الإحياء : 3 / 35 - 36 وفي الدفتر الأول من المثنوي المعنوي ( الأبيات 3466 - 3488 ) : ور مثالي خواهى از علم نهان * قصه گو از روميان وچينيان چينيان گفتند : « ما نقّاش تر » * روميان گفتند : « ما را كرّ وفرّ » گفت سلطان : امتحان خواهم درين * كز شماها كيست در دعوى گزين أهل چين وروم چون حاضر شدند * روميان در علم واقفتر بدند چينيان گفتند : يك خانه به ما * خاص بسپاريد ، ويك آنِ شما بود دو خانه مقابل ، در به در * زان يكى چينى ستد ، رومى دگر چينيان صد رنگ از شه خواستند * پس خزينه باز كرد آن ارجمند هر صباحى از خزينه رنگها * چينيان را راتِبِه بود وعطا روميان گفتند : نه نقش ونه رنگ * در خور آيد كار را جز دفع زنگ در فروبستند وصيقل مىزدند * همچو گردون ساده وصافي شدند از دو صد رنگى ، به بىرنگى رهيست * رنگ چون ابرست وبىرنگى مهيست هرچه اندر ابر ضَو بينىّ وتاب * آن ز اختر دان وماه وآفتاب چينيان چون از عمل فارغ شدند * از پى شادى دُهلها مىزدند شه درآمد ديد آنجا نقشها * مىربود آن عقل را وفهم را بعد از آن آمد به سوى روميان * پرده را بالا كشيدند از ميان عكس آن تصوير وآن كردارها * زد برين صافي شده ديوارها هرچه آنجا ديد اينجا به نمود * ديده را از ديده خانه مىربود ( 2 ) - نسب إلى أبي يزيد البسطامي : شطحات الصوفية : 77 . راجع الفتوحات المكية : 1 / 31 ، مقدمة الكتاب . وجاء في قوت القلوب ( الفصل الثلاثون : 1 / 121 ) وإحياء العلوم ( كتاب شرح عجائب القلب ، 3 / 39 ) : « وقد كان أبو يزيد وغيره يقولون : ليس العالم الذي يحفظ من كتاب اللّه ، فإذا نسي ما حفظ صار جاهلا ، إنما العالم الذي يأخذ علمه من ربه عزّ وجلّ أي وقت شاء بلا تحفظ ولا درس » .