السيد حامد النقوي

721

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

عليه السّلام يافته شد و بر آن نقش بود تصوير مردى كه در ميان دو شير بود و آن هر دو شير او را لحس مىكردند ، و بر خاتم أبو هريره تصوير دو مگس بود ، پس دانستيم ما كه اتّخاذ تصوير صغير باكى ندارد و مسروق بسبب مبالغه در احتياط اتّخاذ چيزى از تصاوير و بيع آن را جائز نمىدانست . و اين تأويل ضئيل كه سخافتش بر أرباب تحقيق پر ظاهرست نه چنانست كه بطلان آن بر أدانى متأمّلين مخفى و محتجب باشد ، زيرا كه اگر حال بر چنين منوال بود درين مسئله مسروق بر محض اظهار رأى خود و إنكار بر فعل معاويه اكتفا مىكرد و بجملهء قسميّهء « و اللَّه لا أدرى أىّ الرّجلين معاوية ، إلخ » كه هاتك أستار و كاشف أسرار رئيس البغاة و زعيم الطّغاةست متكلّم نمىگرديد . سيزدهم آنكه : سرخسى مقرّ شده به اينكه نزد مسروق اگر چه عرق كردن اين تماثيل از أمر بالمعروف بود ليكن بوجه خوف بر نفس خود آن را ترك كرد . چهاردهم آنكه : سرخسى معترف شده كه درين واقعه تبيين اين معنيست كه در استعمال تقيّه باكى نيست و اينكه رخصت داده مىشود براى مكلّف در ترك بعض آن چيزى كه فرضست نزديك خوف تلف بر نفس خود ، و اين فائدهء جليله است كه بايد مخالفين اهل حقّ و متشدّقين در حقّ ايشان بملاحظهء آن سر در گريبان خود اندازند و هرگز گردن كبر و غرور بمقابله‌شان نيفرازند . پانزدهم آنكه : سرخسى گفته كه مقصود مسروق از ايراد حديث فتنه اين ست كه بيان نمايد كه در تازيانه زدن هم إكراه متحقّق مىشود ، چنان كه در قتل متحقّق مىگردد ، زيرا كه مسروق گفته كه اگر من مىدانستم كه معاويه مرا قتل خواهد كرد من آن تماثيل را غرق مىكردم ليكن من خوف مىكنم كه معاويه مرا عذاب بكند و در فتنه اندازد ، پس ظاهر شد كه فتنهء تازيانه از فتنهء قتل شديدترست ، و ازينجا بر هر صغير و كبير و برنا و پير واضح و لائح گرديد كه طغيان و عدوان معاويه بر خلق خدا بحدّى رسيده بود كه مسروق قتل و تعذيب هر دو را نسبت به خود از وى بعيد نمىانگاشت و با وصف تحمّل قتل تحمّل تعذيب او نمىداشت ، و فى ذلك عبرة للنّاظرين و دمغ لرأس المحامين عن هؤلاء البغاة الخاسرين .