السيد حامد النقوي

720

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

عبدة الأوثان و الأصنام و إن كان يسوء أهل الايمان و الإسلام . نهم آنكه : سرخسى مقرّ شده به اينكه طريقهء أسلاف اهل سنّت اين بوده است كه در مسائل اجتهاديّه بعض ايشان ببعض وعيد را لاحق مىكردند ، و براى إثبات اين معنى از جناب أمير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمود كه هر كه بخواهد كه در آيد در اصول جهنّم پس قائل شود در مسئله جد ، يعنى بقول زيد . و مقصود سرخسى ازين كلام اين ست كه در مقام اختلاف مجتهدات قول بعض أسلاف در بعض كه مشتمل بر تهديد و وعيد باشد مؤثّر نيست و ايشان به غير اعتقاد قلبى بر ألسنهء خود اين چنين أقوال وعيد اشتمال جارى مىكردند ، و اين تأويل عليل مصداق « تأويل القول بما لا يرضى به قائله » است . دهم آنكه : سرخسى نسبت بمسروق گفته كه گمان نمىشود بمسروق كه او در حق معاويه آنچه گفته از راه اعتقاد گفته است . و اين حسن ظنّ سرخسى نسبت بمسروق هرگز كارى نمىگشايد ، زيرا كه مسروق على الإعلان قسم ياد كرده و بعد از آن گفته آنچه گفته . و در كمال ظهورست كه أوّل قسم خوردن و آن هم بلفظ « و اللَّه » و بعد از آن خلاف اعتقاد قلبى خود كلام كردن و آن هم در باب إنكار منكر و آن هم در باب صحابه كار مسلمى نيست چه جاى چنين تابعى جليل كه سرخسى خود مقرّ و معترف جلالت شأن او مىباشد . لهذا ظاهر گرديد كه مسروق به اعتقاد قلبى خود گفته آنچه گفته و او در حقيقت معتقد ضلال معاويه غاويه بوده . يازدهم آنكه : سرخسى از كلام صدق التيام مسروق در باب معاويه چنان پريشان شده كه بى جا مدحت سرايى معاويهء غاويه آغاز نهاده بذكر فضائل موضوعه او لب گشاده و علاوه برين بإنشاي نثر پريشان كه مشتمل بر خواب پريشانست داد عصبيّت قبيحه داده . دوازدهم آنكه : سرخسى از كمال بىحواسى متفوّه شده به اين كه در تأويل فعل معاويه گفته شده است كه اين تماثيل خورد بود بحدّى كه از دور براى ناظر پيدا نمىشد و اتّخاذ اين چنين تماثيل باكى ندارد بنابر آنچه روايت شده كه در زمان عمر خاتم دانيال