السيد حامد النقوي

719

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

بود اين فعل را نهايت شنيع انگاشت و گفت قسم به خدا كه اگر من مىدانستم كه معاويه مرا قتل خواهد كرد من اين تماثيل را غرق دريا مىنمودم ليكن من مىترسم كه معاويه مرا عذاب كند و مفتون نمايد . سوم آنكه : مسروق در حقّ معاويه گفت كه من نمىدانم كه معاويه چه كسيست آيا مرديست كه براى او سوء عمل او مزيّن شده يا مرديست كه از آخرت نا اميد شده پس او متمتّع مىشود در دنيا . چهارم آنكه : سرخسى بعد ذكر اين واقعه نوشته كه گفته شده است كه اين تماثيل در غنيمت يافته شده بود پس معاويه حكم كرد كه آنها به زمين هند بيع كرده شود تا بعوض آن أسلحه و اسپان براى غازيان خريده آيد . و اين قول را اگر چه سرخسى بغرض تقليل شناعت فعل معاويه آورده ليكن مشيّد أصل واقعه است ، و پر ظاهرست كه بيع تماثيل و آن هم براى كفّار هند كه از بت پرستان قديم الأيّام هستند شناعت عظيمه دارد . پنجم آنكه : سرخسي اين واقعه را دليل قرار داده براى أبو حنيفه در باب جواز بيع صنم و صليب از كسى كه عبادت آن مىكند ، و از اينجا مثمر شدن شجر ملعونهء اجتهاد معاويه در باب بيع أصنام بر أهل عقل و اسلام بكمال ظهور آشكار مىگردد . ششم آنكه : سرخسى قول أبو حنيفه را در باب جواز بيع صنم و صليب به كسى كه عبادت آن بكند مطابق قياس دانسته ، حال آنكه اين معنى در حقيقت هادم أساس قياس و منكّس راس أوّل من قاس است . هفتم آنكه : سرخسى معترف شده كه مسروق تابعى فعل معاويه را در بيع تماثيل عظيم دانسته يعنى آن را جرم عظيم شمرده و اين أمر مطابق استحسانيست كه بسوى آن أبو يوسف و محمد شاگردان أبو حنيفه رفته‌اند ، و ازينجا شناعت و فظاعت اجتهاد معاويه و تقليد أبو حنيفه بكمال وضوح و ظهور واضح و لائح مىگردد . هشتم آنكه : سرخسى با وصف اعتراف بجلالت مرتبت مسروق تابعى قول معاويه را در باب جواز بيع تماثيل مقدّم بر قول مسروق مىداند ، و ذلك ممّا يبشّر