السيد حامد النقوي
647
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
الاصحاب : الفتن و الحروب و ارتداد الاعراب ] . و نيز عبد الحق دهلوى در « اشعّة اللمعات » گفته : [ و « أنا أمنة لاصحابى » و من سبب أمنم براى اصحاب خود ، » فإذا ذهبت أنا أتى أصحابى ما يوعدون » پس وقتى كه بروم من از عالم مىآيد أصحاب مرا چيزي كه وعده كرده شده و تقدير كرده شده است وقوع آن در ميان ايشان از فتن و حروب و ارتداد بعض أعراب ] . و هر گاه حال مهانت اشتمال أصحاب - حسب مفاد اين حديث - بر چنين منوال باشد آن را براى تأييد حديث نجوم آوردن و آن را از مفاخر و مناقب صحابه شمردن كمال دانشمندى حضرات اهل سنّت ست نزد هر عاقل بصير ، و لا ينبئك مثل خبير . بيان تحريف عظيمى كه در حديث نجوم راه يافته است و علاوه برين بايد دانست كه مطالعهء كتب و أسفار حفّاظ كبار و تفحّص و تفتيش تصانيف أعلام و أحبار سنّيّه واضح و آشكار مىگردد كه درين حديث از أهل مكر و ادغال و أصحاب خدع و إضلال تحريفى بس عظيم و تبديلى نهايت مليم راه يافته كه كمتر كسى پى به آن برده باشد . توضيح و تشريح آن اين ست كه در آخر اين حديث - كما سمعت و رأيت إلى الآن - واقع شده است كه أصحاب جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم أمان هستند براى امّت آن جناب ، پس وقتى كه بروند أصحاب خواهد آمد امّت را آنچه كه وعده كرده مىشوند به آن . حال آنكه در حقيقت در آخر اين حديث واقعشده بود كه اهل بيت جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و عليهم أمان هستند براى امّت آن جناب ، پس وقتى كه اهل بيت آن جناب - عليه و عليهم الصّلوة و السّلام - بروند خواهد آمد امّت آن جناب را چيزى كه وعده كرده مىشوند به آن . و چون اين فضيلت عظمى دليل كمال علوّ مراتب اهل بيت عليهم السّلام بود لهذا قلوب مبغضين و شانئين اين حضرات متحمّل آن نشد و از راه اعتصاب و اغتصاب آن را بسوى أصحاب انقلاب مقلوب ساختند ، و اگر چه گمانم اين ست كه اهل سنّت بر اين كلام أحقر الأنام خيلى دمغ و تفت خواهند شد و عجب نيست كه بسوى تكذيب و إنكار بالإعلان و الإجهار مسارعت و ابتدار نمايند ، ليكن حقير براى