السيد حامد النقوي
343
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
علامه فضل اللَّه توربشتى شارح « مصابيح » در كتاب « المعتمد فى المعتقد » گفته : [ زنادقه مىخواستند كه دينى در شريعت پيدا كنند و أساس آن بر قدح نهادند در خلافت ابو بكر ، چه آن مفضي مىشود بطعن در جملهء صحابه و طعن در ايشان مفضي مىشود بطعن در دين زيرا كه قرآن و حديث و احكامى كه از آن مستفادست از صحابه بما رسيده است و چون حال ايشان بر وجهى اعتقاد كنند كه آن مبتدعان مىگويند بر نقل ايشان هيچ اعتماد نماند ، پس شريعت ثابت نشود ، نعوذ باللّه من الضّلال . اكنون ببايد دانستن كه محافظت بر اين مسئله بر مصداق اهل سنّت و جماعت ، محافظت است بر جملهء ابواب شريعت و تهاون بدان إضاعت جمله شريعت ، و اللَّه ناصر و ولىّ دينه ، انتهى ] . ازين عبارت ظاهرست كه طعن در اتباع أبى بكر مفضى است بطعن در دين و عدم قبول روايات ايشان عين زندقة و قدح دين و إضاعت شريعت است . پس طعن خلافتمآب در روايت عمّار كه نهايت جليل القدر و عظيم الشأن كه حسب روايات اهل سنّت هم مثل عمّار در صحابه جز معدودى قليل وجود ندارد ، مفضى بزندقه و إضاعت شريعت و تهاون دين و طعن آن خواهد بود ، و ادعاى اين معنى كه عدم قبول عمر حديث عمّار را به اين جهت بوده كه او در آن قادحى خفى را ديده مقدوح هست به اينكه در چنين حديث صحيح و ثابت كه صحابى عادل و جليل و ثقة و ممدوح از زبان جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كند با وصفى كه دين و ايمان سنّيهء وابسته بروايات صحابه باشد و أصل الأصول ايشان أعني امامت بكرى بعنايت صحابه ثابت گردد كه اگر قبول صحابه بر هم خورد سقف إجماع سقيفى از پا در آيد ، ادّعاى قادح نمودن و باز از إظهار آن دم به خود كشيدن خرافت محض و اختلال عقل است ! و إلّا ملاحده و كفار را مژده باد كه اوشان هم آيات و أحاديث را بادّعاى قادح خفي ردّ و إبطال خواهند كرده از بيان آن إعراض . بالجمله اين همه حسن ظن حضرات اهل سنّت است كه زحمت اختراع تكلّفات بارده براى إصلاح ما لا يصلح مىكشند و دانشمندى و ديانت خود ظاهر مىسازند ، و إلّا بديهى است كه إنكار و ردّ چنين حديث حضرت عمّار وجهى جز عناد و لداد و عدم اعتنا بأحكام رب العباد نداشت . سبحان اللَّه ! اهل سنّت خبر مكذوب و موضوع « نحن معاشر الأنبياء لا نرث و لا