السيد حامد النقوي
344
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
نورّث » را واجب القبول و الاذعان پندارند ، بلكه حجّت و دليل بر أهل حقّ گردانند حال آنكه هرگز نزد اهل حقّ ناقل آن بمرتبهء أدنى مراتب أهل اسلام و إيمان هم نمىرسد و قوادح جليّه در آن ظاهر و مدّعين قدح بيان آن هم بأوضح تفصيل مىكنند و خبر عمّار را بر عمر حجّت ندانند ، حال آنكه بالاجماع حضرت عمّار مقبول و ممدوح بوده و قدحى كه ادعايش كردهاند از تبيين آن عاجزاند . و حسب افادهء خود مخاطب در طعن دوازدهم از مطاعن أبى بكر روايت أبو هريره و أبو دردا و مثل ايشان برابر آيت است در قطعيّت و خبرشان مفيد يقين است ، پس خبر حضرت عمّار كه بلا شبهه افضل از أبو هريره و أبو درداست نظر بفضائل و محامد خاصّهء او و أقلّ أمر آنست كه كمتر از ايشان نيست نيز مفيد يقين و برابر آيت در قطعيّت باشد ، پس إنكار آن مثل إنكار قرآن و إنكار قطعى باشد ، و از تصريح خود شاه ولى اللَّه كه چون در طبقهء ثانيه حديث مستفيض شد از طرق كثيره و هم قادح مضمحلّ گرديد ، ثابت شد كه ادّعاى قادح در اين حديث مضمحلّ و باطل از حليهء صحّت عاطل بوده ، و اهل سنّت گمان عمر را واهى و لا طائل دانسته دست از اتّباعش برداشتند ، و للّه الحمد على ذلك حمدا جميلا ] انتهى ما أردنا نقله عن « تشييد المطاعن » . * سوم آنكه : ازين أحاديث ثابت و محقّق مىشود كه عمر بلا تحرّج و تأثم تكذيب حضرت عمّار در حديث تيمّم نموده راه كمال جلاعت و خلاعت بأقدام توهّم و تهجّم پيموده از مركز اهتدا بهداى حضرت عمار بمراحل دور تر افتاده ، داد نهايت جور و اعتدا بر آن ولىّ خدا داده ، و اگر چه دلالت اين احاديث بر اينكه عمر حضرت عمّار عليه رضوان اللَّه الغفّار را تكذيب مىكرد نه چنانست كه مخفى بر أرباب فهم بوده باشد ، ليكن ما به حمد اللَّه اين مطلب را باعتراف كبار علماى سنّيّه باثبات مىرسانيم و سنان جان ستان در قلوب أعداى اسلام و إيمان مىخلانيم ! . ملا نظام الدين سهالوى در « صبح صادق - شرح منار » در مبحث إنكار مروى عنه از روايت خود مىآرد : [ و احتجّ النّافون بقول عمّار لعمر : أ تذكر يا أمير المؤمنين إذ أنا و أنت في سرية فأجنبنا فلم نجد الماء ؟ فأمّا أنت فلم تصلّ و أمّا أنا فتمعّكت و صلّيت