السيد حامد النقوي

327

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

مثل حديث ثقلين نخواهد بود ، زيرا كه حديث ثقلين ، كما علمت سابقا متواتر و متّفق عليه فريقين و قطعىّ الصّدورست و سى و چهار نفر از صحابه و صحابيّات آن را روايت كرده‌اند و أسانيد و طرق آن لا تعدّ و لا تحصى مىباشد ، پس بمقابلهء آن ذكر اين حديث كه داراى يكى از آن مراتب نيست هرگز سمتى از جواز ندارد . وجه 4 - درينكه اينحديث از نظر دلالت هم بدرجه حديث ثقلين نميرسد رابعا : اين حديث در دلالت هم هرگز مساوى حديث ثقلين نيست ، چه حديث ثقلين بوجوه كثيره دلالت بر أفضليّت و عصمت و افتراض طاعت و امامت و خلافت حضرات اهل بيت عليهم السّلام دارد ، كما بيّناه فيما سبق ، بخلاف اين حديث كه أصلا دلالتش برين أمور ثابت نيست ، پس چگونه أحدى از أرباب إنصاف آن را بمقابلهء حديث ثقلين ذكر خواهد كرد ؟ ! اين نيست مگر سينه زورى شاه صاحب كه به آن ستر حقّ و اخمال صدق مىخواهند ! وَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ ، وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ بقواهر حججه و بيّناته . وجه 5 - درينكه بر فرض ثبوت اينحديث ، باز هم آنر ابمعارضه حديث ثقلين نتوان آورد ، چه عمار از جمله بزرگان شيعهء جناب امير است و دلائل اينمطلب از كتب اهل سنت خامسا : ذكر اين حديث بعد فرض ثبوت آن در مقام معارضهء حديث ثقلين درست نيست ، زيرا كه حضرت عمّار عليه آلاف الرّضوان من الملك الغفّار از جملهء كبراى متبّعين ثقلين و عظماى شيعيان أئمّهء مصطفين عليهم آلاف السّلام من ربّ المشرقين بودند ، پس اگر جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله الأطياب أمر اهتداء بهداى حضرت عمّار فرموده است به لحاظ آنست كه آن حضرت اتّباع قرآن و اهل بيت عليهم السّلام را شعار و دثار خود قرار داده بود و تمسّك بثقلين على الوجه الأكمل الأتمّ نموده راه حقّ و صواب مىپيمود . پس هر كه اهتدا بهداى او نمايد البته باتّباع ثقلين فائز خواهد گرديد و بذريعهء رفيعهء اين صحابي جليل تمسّك بحبلين نموده . بمركز صلاح و فلاح در دارين خواهد رسيد . و از جمله دلائل واضحه بر اين مطلب آنست كه جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حضرت عمّار عليه الرّحمة و الرّضوان را بر اتّباع جناب أمير المؤمنين عليه السّلام بنهج خاصّ تحريض و ترغيب فرموده است ، و حضرت عمّار عليه الرّحمة و الرّضوان نظر بأوامر عاليه و ارشادات متعاليهء آن جناب در كمال اخلاص و نهايت اختصاص خود نسبت بجناب