السيد حامد النقوي
325
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
اين معنى كه اين حديث غير معروفست در وهن و هوان آن افزوده ، چنانچه در كتاب مذكور گفته : [ « خذوا شطر دينكم عن الحميراء » لا يعرف ] . بيست و نهم آنكه خود مخاطب در همين كتاب « تحفه » در باب امامت بجواب حديث تشبيه گفته : [ و قاعدهء مقرّرهء اهل سنّت است كه حديثى را كه بعض از أئمّهء فنّ حديث در كتابى روايت كنند و صحّت ما في الكتاب را التزام نكرده باشند مثل بخارى و مسلم و بقيّه أصحاب صحاح و بصحّت آن بالخصوص صاحب كتاب يا غير او از محدّثين ثقات تصريح نكرده باشد ، قابل احتجاج نيست ] . انتهى . و پر ظاهرست كه حديث « خذوا شطر دينكم عن هذه الحميراء » حديثى است كه كسى از ملتزمين صحّت مثل بخارى و مسلم و بقيّهء أصحاب صحاح آن را روايت نكرده و أحدى از محدّثين خواه از ثقات باشد يا غير ثقات تصريح بصحّت آن ننموده بلكه بسيارى از محدّثين ثقات و جمعى از حفّاظ أثبات سنّيه تصريح بمقدوح و مجروح و موضوع و مصنوع بودن آن فرمودهاند ، پس بهزار اولويّت اين حديث حسب قاعده مقرّرهء اهل سنّت قابل احتجاج نخواهد بود . و اعجباه ! كه شاه صاحب چنان در گرداب تغافل و ورطهء تجاهل سر فرو بردهاند كه بمقابلهء مثل حديث ثقلين كه متواتر عند الفريقين است حديثى را كه از حشيش هم بدتر است متشبّث و متمسّك خود قرار مىدهند و قاعدهء مقرّرهء اهل سنّت را كه خود آن را بمقابلهء اهل حقّ ذكر فرمودهاند فراموش نموده ، بمزيد اختلال حواسّ مدّعى صحّت اين كذب بى أساس شده ، نهايت بىقاعدگى و بيحواسّى خود فرا روى أكياس حقائق شناس مىنهند ! . سىام آنكه نيز مخاطب در همين كتاب « تحفه » در باب مطاعن بجواب طعن تخلّف أبو بكر از جيش أسامه در باب جملهء كه در آن لعنت فرمودن جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر متخلّفين از جيش أسامه مذكور است گفته : [ بعضى فارسى نويسان كه خود را از محدّثين اهل سنّت شمردهاند و در سير خود اين جمله آورده براى إلزام اهل سنّت كفايت نمىكند ، زيرا كه اعتبار حديث نزد اهل سنّت بيافتن حديث در كتب مسندي محدّثين است مع الحكم بالصّحة ، و حديث بىسند نزد ايشان شتر