السيد حامد النقوي
550
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
كردهاند بواسطه آنكه از اخفاء آن اهانتى بمشايخ سلسلهء سند حديث ايشان مىرسيده و صورت اين واقعه بر سبيل اجمال آنست كه قدوة المحدّثين شيخ شمس الدّين محمّد بن محمّد بن محمّد الجزرى عليه الرّحمه در زمان مرزا الغ بيگ بسمرقند آمده بودهاند و بتحقيق و تصحيح سند محدّثان ماوراء النّهر مشغولى كرده بعضى از أرباب حسد و غرض بايشان عرض كردهاند كه خدمت خواجه محمّد پارسا در بخارا أحاديث بسيار نقل مىكنند و صحّت سند ايشان معلوم نيست ؛ اگر حضرت شيخ آن را تحقيقى فرمايند دور نباشد شيخ در مقام تحقيق آن شدهاند و مرزا الغ بيگ را بر آن داشته تا قاصدى به بخارا فرستادهاند و از حضرت خواجه التماس آمدن كرده ، پس شيخ با خواجه عصام الدّين كه شيخ الإسلام سمرقند بوده و جميع أعاظم دانشمندان وقت مجمعى ساختهاند و مجلسى بغايت عالى مرتّب شدهاست و حضرت خواجه به آن مجلس حاضر شدهاند ، شيخ در آن مجلس ازيشان التماس نمودهاند تا حديثى باسناد خود روايت كردهاند ، شيخ فرمودهاند كه در صحت اين حديث هيچ سخن نيست امّا اين إسناد نزد من ثابت نشده . ازين سخن حسودان خوش دل شدهاند و بيكدگر خبث عين كرده ؛ حضرت خواجه همان حديث را از طريق ديگر إسناد گفتهاند ، شيخ در آن إسناد نيز همان سخن فرمودهاند ، حضرت خواجه دريافتهاند كه هر إسناد را كه بيان كنند مسموع نخواهد افتاد لحظهاى مراقب شدهاند و سكوت كرده بعد از آن روى بشيخ آوردهاند و فرموده كه خدمت شما فلان مسند را از كتب أهل حديث مسلّم مىداريد و أسانيد آن را معتبر مىشماريد ؟ شيخ فرمودند كه آرى أسانيد آن همه معتبر و معتمدست و در آن هيچ كس از محقّقان فنّ حديث شبهه و دغدغه ندارد اگر أسانيد خدمت شما از آن مسند باشد ما را در آن سخن نيست ، پس حضرت خواجهء روى به حضرت خواجه عصام الدّين كردهاند و فرموده كه در كتاب خانه خدمت شما در فلان طاق در زير فلان و فلان كتاب اين مسند كه نام برديم قطعش اين و جلدش چنين نهاده است و در آن مسند بعد از چند ورق در فلان صفحه اين حديث با اين أسانيد كه بيان كرديم بتفصيل مذكور و مسطورست ، عنايت كرده شاگردى را از خدام فرستيد