السيد حامد النقوي

66

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

به اين خرافات و آن هم بمقابلهء اهل حقّ دويده است پس ابن الجوزى را از ارباب تمييز دانستن و احاديثى را كه در كتاب موضوعات وارد كرده موضوعات وانمودن تيشه بر پاى خود زدن و بدست خود آتش در خرمن خود انداختنست وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ پستر بايد دانست كه مخاطب حاذق قدح كتب خطيب و ديلمى و ابن عساكر از كتاب و الدقائق خود برداشته است لكن عبارت آن علّامه نبيل را تغيير و تبديل حسب مصلحت سانحه فرموده و قدر غير مرضى را از كمال حزم و احتياط دستخوش حذف و اسقاط نموده پس اولا آن عبارت بايد شنيد و بعد آن بحقيقت اسقاط و تبديل و تغيير مخاطب نحرير بايد رسيد والد مخاطب در قرة العينين گفته و چون نوبت علم حديث بطبقه ديلمى و خطيب و ابن عساكر رسيد اين عزيزان ديدند كه احاديث صحاح و حسان را متقدمين مضبوط كرده‌اند و مساغ سعى در ان باب نمانده است پس مائل شدند بجمع احاديث ضعيفه و مقلوبه كه سلف آن را ديده و دانسته گذاشته بودند بجمع طرق غريبه غاية الغرابة كه سلف با وجود كوشش بسيار آن را نيافتند و غرض ايشان ازين جمع آن بود كه حفّاظ محدّثين در ان احاديث تامل كنند و موضوعات را از حسان لغيرها ممتاز نمايند چنان كه اصحاب مسانيد طرق احاديث جمع كردند و غرض ايشان آن بود كه حفّاظ محدّثين متواتر و مشهور و مستفيض و صحيح و حسن و غريب غير ضعيف از يكديگر ممتاز سازند و آنچه بفقه و تفسير و اعتقاد و رقائق تعلق دارند در محل خود به كار برند و ظن هر دو فريق خدا تعالى محقّق ساخت پس بخارى و مسلم و ترمذى و حاكم تمييز احاديث كردند و حكم بصحّت و حسن نمودند و ابو داود و نسائى و دار قطنى و بيهقى براى فقه تصنيف نمودند و احاديثى كه بفقه تعلق دارد جدا ساختند و ابو الشيخ و ابن مردويه و ابن جرير در تفسير تصانيف