السيد حامد النقوي
67
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
پرداختند و احاديث مناسبه بآيات ايراد نمودند و اجرّى و بيهقى در عقيدهء خود آنچه بعقائد مناسب بود مجرّد نمودند و همچنان متاخّران در احاديث خطيب و طبقه او تصرف نمودند ابن جوزى موضوعات مجرد ساخت و سخاوى در مقاصد حسنه حسان لغيرها از ضعاف و مناكير مميّز نمود انتهى از ملاحظه اين عبارت واضحست كه والد مخاطب ناقد حاكم را مثل ترمذى بلكه بخارى و مسلم از ارباب تمييز و نقد قرار داده و نيز حاكم را مثل اين حضرات ثلاثه حاكم بصحّت و حسن گردانيده و او را از حفّاظ محدّثين كه سبب تحقيق ظن ائمّه اوائل اعنى مصنفين مسانيد جلائل شدند شمرده و چون اين حكم محكم در باب حاكم مبطل مزعوم شوم مخاطب عمدة القروم در باب ابطال حديث ولايت و حديث طير و حديث مدينة العلمست لهذا آن را حذف فرموده و بذكر آن راضى نشده و نيز غرضى كه والد مخاطب براى خطيب و ديلمى و ابن عساكر ثابت كرده آن را مبدّل و مغيّر فرموده قوله و خود آن جمع كنندگان در مقدّمات كتب خود اين غرض را واشگاف گفتهاند اقول مخاطب با انصاف مجتنب از كذب و اعتساف از تكرار هزل و سفساف و اكثار مجون و جزاف سير نشده تا آنكه كذب صريح را واشكاف گفته ادّعا فرموده كه خود آن جمع كنندگان كه مراد از ان ديلمى و خطيب و ابن عساكرند در مقدّمات كتب خود اين غرض را واشكاف گفتهاند يعنى بيان كرده كه ما احاديث ضعيفه و موضوعه و مقلوبة الاسانيد و المتون را بطريق بياض يك جا فراهم آوردهايم تا نظر ثانى نماييم و موضوعات را از حسان لغيرها ممتاز سازيم اين كذب و ارجاف كه اوانى طلبه از ان اشمئزاز و استنكاف دارند و مخاطب عمدة الاشراف با اين همه تبحّر و ايقاف و طول باع و احصاف ايغال و ايضاع و ايجاف