السيد حامد النقوي
60
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
فلا و اللَّه اشربها صحيحا * و لا اشفى بها ابدا سقيما و لا اعطى بها ثمنا حياتى * و لا ادعو لها ابدا نديما فان الخمر تفضح شاربيها * و تجنيهم بها الامر العظيما بالجمله بودن تبيين مذكورين از اشعار قيس بن عاصم نزد اصحاب الباب محل شك و ارتياب نيست و ازينجاست كه ابن عبد البر در استيعاب در ترجمهء ابو محجن كما عرفت سابقا بعد نقل قول مفضل نامفضل صراحة افاده نموده كه اين اشعار نزد غير مفضل كلام قيس بن عاصمست مگر عجبست از ابن حجر كه با وصف اطلاع بر حقيقت حال و ديدن كتاب استيعاب و اسد الغابه برين تنبيه راضى نشده قول مفضل ضبى را در ترجمه ابو محجن بلا رد و نكير وارد كرده و اعجب از آن اين ست كه در ترجمه قيس بن عاصم اصلا ذكرى ازين اشعار نياورده و به اين تدليس غريب خواسته كه ناظر غير هر بر قول مفضل ضبى اعتماد نمايد و اين دو بيت را كه در اصل از اشعار قيس بن عاصمست كلام ابو محجن تصور نموده او را از خمر تائب گمان كند حال آنكه اين امر شدنى نيست زيرا كه بودن اين دو بيت از اشعار قيس بن عاصم حسب تصريحات اكابر اعلام سنيه واضح و لائحست و بالفرض اگر اين اشعار از ابو محجن هم باشد باز هم چون از وعده زبانى بيش نيست آن را بر توبه نصوح ابو محجن دليل نتوان گرفت كما اوصانا إليه غير مرة بالجمله از لحاظ اطراف و جوانب اين مبحث بر ناقد بصير به خوبى واضحست كه هيچ دليلى بر توبه ابو محجن قائم نمىتواند شد بلكه بر خلاف آن دليل بقاء ابو محجن برين عادت خبيثه ذميمه و فناء او در حالت انهماك درين جريمه مليمه البته موجودست و آن دليل قاطع و برهان ساطع همان قضيه نبات اصول ثلاثه كرم بر قبر اوست كه ابن عبد البر در استيعاب صراحة آورده و ابن الاثير و ابن حجر از ذكر آن مصلحة اعراض كرده و اين قضيه بلا ريب كاشف از سوء حال و خسران مآل ابو محجن و مبطل ظن قبيح و مستاصل زعم فضيح توبه اوست زيرا كه اگر ابو محجن توبه مىكرد هرگز خداوند عالم كه قابل التوب و ستار و غفارست و يا من اظهر الجميل و ستر القبيح مظهر صفت او مىباشد روا نمىداشت كه اصول ثلاثه كرم بر قبر او پيدا شود و آرزوى ديرينهء او كه از كمال حب شرب خمر بدل مىداشت و از غايت خلاعت آن را بنظم آورده حق وصيت ادا مىساخت به اين نهج بادى ظاهر برآيد بلكه مقتضاى عفو و صفح و ستر و تجاوز ايزد جل و علا آن بود كه اگر او را ورثهاش فى الحقيقه در پهلوى تاك انگور دفن مىكردند آن تاك را باقى نمىگذاشت و بر باد فنا مىداد تا عرض آن صحابى مصون و محفوظ ماند و پس مردن در انظار خلائق مفتضح نگردد و ليكن چون