السيد حامد النقوي

527

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

واحدى از متجاسرين خاسرين هم اقدام بر ان نمىتواند كرد پس چگونه شاه صاحب را جائز شد كه اين افك سخيف را نظير چنين حديث شريف گردانند و عقل و ديانت خود را نزد همگنان بمنصهء شهود رسانند دوازدهم آنكه حديث مدينة العلم كما دريت فيما مضى دليل صريح و برهان صحيح انحصار علوم جناب رسالت‌مآب در ذات و الا صفات جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىباشد و به حمد اللَّه تعالى اعترافات علماى اهل سنت متعلق به اين مضمون هدايت مشحون در ما سبق سمت ذكر يافته بخلاف اين كذب و زور مطرود مدحور كه هرگز ايماى هم ازين مطلب بزرگ و مقصد سترگ در ان نيست بلكه مضمون خرافت مشحون آن صراحة منافى انحصارست كما لا يخفى على اولى الابصار پس چگونه احدى از ارباب بصيرت آن را نظير حديث مدينة العلم خواهد انگاشت و ديده و دانسته خاك در ديدهء حق و صواب خواهد انپاشت ثالثا دعوى اين معنى كه خبر اقتدوا بالذين من بعدى أبى بكر و عمر نظير حديث مدينة العلم مىباشد از اقبح دعاوى فاسده و اشنع اقاويل كاسده است چه سابقا در مجلد حديث طير به حمد اللَّه المنان بطلان و هوان اين كذب مصنوع و افك موضوع بكمال تصريح و تشريح مبين و مبرهن شده و عنقريب در رد كلام سابق شاه ولى اللَّه حسب افادهء ابن حزم سقوط و فساد آن نزد اهل اعتبار و انتقاد واضح و آشكار گرديده پس چگونه احدى از عقلا آن را نظير حديث مدينة العلم خواهد انگاشت و قطع نظر از بطلان مساوات اين باطل و محال با حديث مدينة العلم سند او لفظا متنا و معنى نيز مماثلت و مشاكلت آن با حديث مدينة العلم درست نمىشود و اكثر وجوه عديده و براهين سديده كه مادر رد تنظير و تسويه خذوا ربع العلم عن هذه الحميراء عما قريب بيان نموديم بتغيير يسير در ردّ اين حديث مفتعل و خبر منتحل جارى مىشود فلا تكن من الذاهلين و تعوذ باللّه ان تكون من الجاهلين رابعا ادعاى اين معنى كه حديث رضيت لكم ما رضى ابن أم عبد نظير حديث مدينة العلمست سراسر فاسد و باطل و از حليهء صحت و سداد عارى و عاطل مىباشد و فى الحقيقة ازين حديث تا حديث مدينة العلم تفاوت از زمين تا آسمانست و بسيارى از وجوه عدم مماثلت و نفى مشاكلت آن با حديث مدينة العلم بر ناظر تقريرات شافيه سابقه واضح و عيانست سبحان اللَّه حديثى كه نزد ناظر بصير و ممعن خبير به هيچ وجه مقارب و مدانى حديث مدينة العلم نيست فضلا عن ان يكون له مماثلا شاه صاحب آن را از راه مباهتت و عناد و مكابرت و لداد بلا تردد نظير حديث مدينة العلم مىگردانند و به اين تنظير جالب التشوير جور و اعتساف خود را بمنصهء شهود مىرسانند حال آنكه اين حديث بر فرض ثبوتش چنان محدود المراد واقع شده كه اصلا دلالت بر عالم بودن ابن مسعود هم ندارد چه جاى آنكه ابن مسعود را در علم بمقابلهء باب مدينة العلم آرد بلكه اگر شان صدورش را نيك بنگرى دلالت آن جز برين نيست كه جناب رسالت‌مآب