السيد حامد النقوي

526

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

زيرا كه حديث مدينة العلم بلا ريب و شك دلالت دارد بر آنكه جناب امير المؤمنين عليه السّلام عالم تمامى علوم جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بوده و به حمد اللَّه تصريحات علماى اعلام و افادات محققين فخام سنيه كه شاهد برين مطلوبست در ما سبق بتفصيل مذكور شده بخلاف اين كذب و زور كه شاه صاحب احتجاج به آن نموده‌اند چه مفاد آن بيش ازين نيست كه ربع علم دين نزد حميرا موجود مىباشد پس بعد ظهور چنين تفاوت بعيد چگونه اين كذب واضح الشنار را نظير حديث مدينة العلم قرار دادن كار عاقل خواهد بود هفتم آنكه نزد هر ناظر بصير بلا رد و نكير اقل مدلول حديث مدينة العلم آنست كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام چنان عالم كامل بود كه احتياجى به غير نداشت بلكه به لحاظ امر صريح فمن أراد العلم فليات الباب ديگر ان محتاج آن جناب بودند بخلاف اين كذب و زور كه بعد الفرض و التسليم دلالت واضحه برين مطلب دارد كه عائشه چون ربع دين را داشت و سه ربع دين نزد ديگران بود لهذا مىبايست كه خود عائشه از ايشان اخذ آن سه ربع نمايد و هر گاه در بين مدلول حديث مدينة العلم و مفاد اين كذب مهين چنين تفرقهء واضحه باشد هرگز ذى عينين اقدام بر تسويه آن با حديث مدينة العلم نخواهد كرد هشتم آنكه حديث مدينة العلم چنانچه در ما سبق دانستى دليل اعلميت مطلقهء آن جناب از سائر اصحابست و بعون اللَّه اين مطلب چنان واضحست كه بلا تحرج و تاثم علماى منقدين و كملاى محققين سنيه لب باعتراف آن گشوده‌اند و خود فتح باب مقصود درين مطلوب محمود نموده بخلاف اين كذب و زور كه احدى از متهوكين و متنطعين آن را دليل اعلميت عائشه ندانسته و مفاد آن اصلا مساسى به اين مقصد خطير ندارد پس بحيرتم كه چگونه شاه صاحب اين كذب مفضح را نظير حديث مدينة العلم وانموده طريق مباهتهء صريحه مىپيمايند و اعراض خود از صوب صواب بسوى خطاى واضح التباب بر ملا مىنمايند نهم آنكه حديث مدينة العلم كما دريت سابقا دليل اعلميت جناب امير المؤمنين عليه السّلام از تمامى انبيا و مرسلين ما عدا خاتم النبيين عليه و آله و عليهم صلوات اللَّه رب العالمين مىباشد بخلاف اين كذب و زور كه بعد تسليم هم مفاد آن بگرد كاروان اين مطلب عظيم هم نمىرسد پس چگونه بعد درك اين معنى احدى از اهل ايمان اقدام بر تسويه آن بحديث مدينة العلم خواهد نمود دهم آنكه حديث مدينة العلم كما عرفت فيما مضى دلالت دارد بر آنكه علم جناب امير المؤمنين عليه السّلام از علم ملائكه و علوم لوح و قلم هم بالاتر مىباشد پس بعد تنبيه بر مطلب آيا از صاحب حواس سليمه اميد مىتوان كرد كه اين كذب و زور را كه شاه صاحب به آن احتجاج مىفرمايند نظير حديث مدينة العلم قرار دهد لا و اللَّه يازدهم آنكه حديث مدينة العلم كما مضى سابقا دلالت بر عصمت جناب امير المؤمنين عليه السّلام دارد و علماى اهل سنت خود به اين مطلب اعتراف نموده‌اند بخلاف اين كذب و زور كه اصلا دلالتى برين مقصد عظيم ندارد