السيد حامد النقوي

516

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

على الصحابة تاليف الجلال السيوطى پس متهوكهء و متهورهء كه حالتش به اين حد جهالت و ضلالت رسيده باشد چگونه مىتوان گفت كه او فضائلى دارد كه العياذ باللّه موازن و مقارن حديث انا مدينة العلم مىباشد هل هذا الا عين التجاسر الفاضح الفظيع و محض التجرى اللائح الشنيع هشتم آنكه شاه ولى اللَّه درين كلام سخافت التيام ادعا نموده كه حديث مدينة العلم مقرونست باحاديث فضائل معاذ و اين ادعاى باطل و تفوه عاطل در نهايت فسادست زيرا كه اولا هيچ حديثى در فضائل معاذ به حد ثبوت نرسيده و مجرد دعوى كفايت نمىكند اگر اولياى شاه صاحب مرد ميدان هستند بايد كه فضائل معاذ را بدليل و برهان قابل قبول اهل نقد و اتقان ثابت نمايند و انى لهم ذلك و اين و محض الادعاء لا يثبت لهم الا الافن و الحين ثانيا اگر بالفرض فضيلتى از فضائل معاذ بنهج خود ثابت كردند پر ظاهرست كه بر اهل حق حجت نتواند شد و علاوه برين بسبب انفراد اهل سنت بان هرگز قابليت آن ندارد كه بمقابلهء حديث مدينة العلم كه مروى و مسلم اكابر و اعاظم فريقينست مذكور شود چه احدى از عقلا چنين مقابلهء سخيفه و معادله ضعيفه را جائز نمىتواند شمرد ثالثا در ما سبق بجواب عاصمى كمال جهل معاذ و بعد او از ساحت علم بر منصه شهود جلوه‌گر گرديده و اتصاف او بجهل و نادانى و عمه و سرگردانى به حد تحقق تام رسيده و بنهايت افتضاح پرده از روى كارش افتاده و سوء حال و خسران مآل او از مرويات اكابر حفاظ اعلام و اجلهء ايقاظ فخام سنيه در غايت اتضاح سر داده و بعد مراجعه به آن مقام مبهر اهل احلام هرگز نمىتوان گفت كه هيچ حديثى از احاديث فضائل براى معاذ ثابت بوده باشد چه جاى احاديث فضائل علميّه و چه جاى احاديثى كه معاذ اللَّه مقابل و معادل حديث مدينة العلم تواند شد حاشا و كلا لا يقول بذلك الّا معاند عن الدين خارج مارق او محائد للحق و الصدق تارك مفارق نهم آنكه شاه ولى اللَّه درين كلام مهانت انضمام مدعى آن شده كه حديث مدينة العلم مقرونست باحاديث وارده در شان أبى بن كعب و اين ادعا محل كمال استعجاب اولى الالبابست زيرا كه اولا هيچ حديثى از احاديث وارده در شان أبى بدرجه شهرت و تواتر حديث مدينة العلم نرسيده پس ذكر آن بمقابلهء حديث مدينة العلم چگونه مستقيم خواهد شد ثانيا هيچ حديثى از احاديث فضائل أبى بن كعب دليل اعلميت مطلقه أبى بن كعب نيست بخلاف حديث مدينة العلم كه دلالت آن بر اعلميّت مطلقهء عامّه تامّه اظهر من الشمس و ابين من الامسست و به حمد اللَّه تعالى اعاظم محققين و افاخم مدققين سنيه خود اعتراف به اين مطلب نموده مسلك انصاف درين باب پيموده‌اند و بعد درك اين معنى احدى از عقلا جرأت نمىتواند كرد كه بمقابلهء حديث مدينة العلم ذكر فضائل أبى بن كعب بنمايد ثالثا